{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از هم گریختیم

از هم گریختیم

و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغ

بر خاک ریختیم

جان من و تو تشنه پیوند مهر بود

دردا که جان تشنه خود را گداختیم

بس دردناک بود جدایی میان ما

از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم

دیدار ما که آن همه شوق و امید داشت

اینک نگاه کن که سراسر ملال گشت

و آن عشق نازنین که میان من و تو بود

دردا که چون جوانی ما پایمال گشت

با آن همه نیاز که من داشتم به تو

پرهیز عاشقانه من ناگزیر بود

من بارها به سوی تو بازآمدم ولی

هر بار ... دیر بود

اینک من و تو ایم دو تنهای بی نصیب

هر یک جدا گرفته ره سرنوشت خویش

سرگذشته در کشاکش طوفان روزگار

گم کرده همچو آدم و حوا بهشت خویش ...
دیدگاه ها (۲)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

.از هم گریختیم ...و آن نازنین پیاله دلخواه را دریغبر خاک ریخ...

🌱از هم گریختیم🌱و آن نازنین پیاله‌ی دلخواه را، دریغ، بر خاک ر...

از هم گریختیمو آن نازنین پیاله دلخواه را،دریغ بر خاک ریختیم!...

مــن بـارها به سـوی تــو بازآمدم ولیهـر بـار ... دیــر بـودا...

ازهم گریختیم و آن نازنین پیاله دلخواه را، دریغ بر خاک ریخت.....

از هم جدا شدیم و بدین درد ساختیم ...دیدار ما که آن همه شوق و...

با آن همه نیاز که من داشتم به توپرهیز عاشقانه من ناگزیر بود....

‌با آن همه نياز كه من داشتم به توپرهيز عاشقانه من ناگزير بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط