بــــــاز

بــــــاز
یه " مُهاجر " خَســته از غَم ها
پَــر کِشید اَز قَفَس #دُنیا ،،،،
ای مُجاهِدِ شَهیدِ ما ،،، داری میری ، پیشِ مولا ...
بــــــاز
یِـــه دِلِ دیوونه دَریـــا شُد
مِهمونه حَضرتِ سَقا شُد
تویِ آغوش خداا جــا شُد ،،، دِلای ما ، چه غوغا شُد ...
دیدگاه ها (۱)

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

ادامه‌ی پارت ۱۷ (بازی واکس)نیمه‌های شب بود. سکوت راهروی سنگی...

### 🗝️ پارت هفتم: لمسِ سرد خیانتسرمای کلید برنزی کف دستم حس ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

پارت ۳۱

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

وقتی مریض بودی ولی ..

تکپارتی تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط