{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم برای تو تنگ شده است

دلم برای تو تنگ شده است
اما نمی دانم چه کار کنم
مثل پرنده ای لالم
که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند!
به هوای دیدنت
در قاب پنجره ها قد می کشم
نیستی
فرو می ریزم
مثل فواره ای بر سر خودم
زیر آوار خودم می مانم در گوشه ی اتاق

ای انار ترک خورده بر فراز درخت
من دستی کوتاهم
من پرنده ای بی بالم
ای آسمان دور دست!

اندوه ها در من شعله ور است و
ابر ها در من در حال بارش
نیمی آتشم
نیمی باران
اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند!

گرفتار ناتوانی های خویشم
رودی کوچکم
گرفتار باتلاق.

من تو را دوباره کی خواهم دید
ای پرنده ی مسافر
از کجا معلوم که دوباره برگردی!
دیدگاه ها (۲)

چقـــدر کم توقع شده ام ….نه آغوشت را می خواهـــم ،نه یک بوسـ...

من همان شاعرمستم که شبی باخت تورابادلی غمزده یک جرعه غزل ساخ...

عاشقت شدم :)که وقتی پاییز شد و هر کسی رفت توی لاک خودش ؛کسی ...

دهانم آنقدر پر است از... دوستت دارم های نگفته!که از گوشه ی ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط