با خارها راهش را می بندم: شباهت دروزیه و بهائیت
از شما سوالی میپرسم:
آیا شهادت میدهید؟
به چی؟
عرض میکنم:
امروز در معرفی فرقه ضاله دیگری که شبیه به بهائیته، میخوام برم سراغ داستان لباس جدید پادشاه.
اگه اون قصه رو شنیده باشید، دربارهی پادشاهی بود که دو خیاط براش لباسی خیالی میدوزند و از او پول زیادی میگیرند و شایعه میکنند هرکس این لباس رو نبینه احمقه!
بنابراین پادشاه نه تنها خودش این دروغ رو باور میکنه، بلکه اطرافیانش هم از لباس خیالی تعریف میکنند و در نهایت پادشاه همینطور با زیرپوش و برهنه میاد بیرون و بقیه مردم هم از ترسشون فقط سکوت میکنند. عزیزان! این دقیقاً داستان فرقهی دروزیهاست! دروزی یا درزی(یعنی خیاط) شهرت محمد بن اسماعیل (انوشتکین) بوده. اما این آقای درزی واقعاً خیاط نبوده بلکه او هم لباسی دروغین و خیالی برای پادشاه مصر دوخته بود. لباسی خیالی که اینطور توصیفش میکرد:«روح انسان مانند پیراهنی است که هر از چند گاهی، بدنی آن را بر تن می کند و می پوشد و با مرگ هر انسان، این پیراهن به تن انسانی دیگر در می آید. اما حلول در آدم ابو البشر اتفاق افتاد و به صورت او تجسّد يافت و از وى به ديگر انبيا انتقال یافت و حالا هم باید به منصور گفت خدا!»
او این خیالات را بیشتر گسترش داد و كتابى نوشت که پرستش منصور بن نزار(خلیفه مصر) را بعنوان مذهب توحیدی(!) معرفی میکرد. او( به روش متداول در تمام فرقههای ضاله و حلولی) شراب خوارى و ازدواج با محارم را حلال اعلام کرد و با تناسخ ارواح مرتکب شکستن عهد حی قیوم شد. وقتی درزی کتاب ضالهاش را در مسجد قاهره خواند با اعتراض شدید مردم مسلمان مواجه شد،(اعتراضی ناقص که با رجم او همراه نبود) لذا مسلمانان ضعیف شدند و خلیفه ملعون مصر هم بعنوان خدای ساختگی دروزیه، بلافاصله قتل عام مسلمانان را شروع کرد.
اما سکوت مردم مصر در آن زمان ریشه در چه داشت؟
شاید در امتداد سکوتی بود که از اسماعیلیه برجای مانده بود.
رازش چیست؟
استشهاد!
این امام جعفر صادق (علیه السلام) بودند که از مسلمانان استشهاد گرفتند.
ایشان لحظه تدفین فرزندشان امامزاده اسماعیل (علیه السلام) از کسانی که در آن مراسم حاضر بودند استشهاد جمع کردند و هرکس با مهر و انگشتری که داشت آن را امضاء کرد تا همه شاهد باشند امامزاده اسماعیل (علیه السلام) مرحوم شدند، مبادا مسلمانان سخن مدعیان و بانیان فرقهای، درباره زنده بودن جناب اسماعیل(علیه السلام) را باور کنند، و مبادا فرقه اسماعیلیه تشکیل شود.
آیا میتوانید تصور کنید چقدر برای یک پدر سخت بود که در آن شرایط روحی از مردم استشهاد جمع کند؟ امام ششم ما شیعیان، امام جعفر صادق (علیه السلام) این همت و تلاش را انجام داد مبادا فرقهای ضاله ایجاد شود(همچنان که پیش از او یهودیان فرقههای ضالهی بسیاری ساخته بودند از جمله بنانیه، خطابیه، کیسانیه، هاشمیه، حنفیه، خطابیه و...) که نقاط مشترک همگی تغییر در احکام اسلامی و تحقیر ماهیت و حقیقت لقب ″حی قیوم″ بود.(شکستن عهد حی قیوم).
اما این استشهاد جمع کردن تنها مربوط به آن دوران نبود!
امروز هم
وقتی دو رکعت نماز مستحبی امام جعفر صادق (علیه السلام) را میخوانید باید یک حمد و صد بار همین آیه ۱۸ سوره آل عمران رو تکرار کنید:
﷽
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
خب!
حالا که دانستید بازهم سوالم را تکرار میکنم:
آیا شهادت میدهید؟!
منابع:
تاريخ الانطاکی، یحیی بن سعید انطاکی، ج1.
الحاكم بامر الله و اسرار الدعوة الفاطمية، محمّد عبدالله عنان.
البداية و النهاية، ابن کثیر.
اخبار الدّول المنقطعة، ابن ظافر ازدی، ج 1.
المنتظم، ابن جوزی، ج 7.
الكامل، ابن اثیر، ج 8.
النجوم الزاهرة في ملوك مصر و القاهرة، ابن تغری بردی، ج 4.
مرآة الزمان في تاريخ الأعيان، سبط ابن جوزی، ج 1.
اتعاظ الحنفاء باخبار الأئمة الفاطميين الخلفاء، احمدبن على مقریزی، ج 2.
#سنگی_برداشتم
#مرگ_بر_اسرائیل
#نابودبادبهائیت
#حیفادرآتش
https://virasty.com/Gilan3/1774053897834562842
آیا شهادت میدهید؟
به چی؟
عرض میکنم:
امروز در معرفی فرقه ضاله دیگری که شبیه به بهائیته، میخوام برم سراغ داستان لباس جدید پادشاه.
اگه اون قصه رو شنیده باشید، دربارهی پادشاهی بود که دو خیاط براش لباسی خیالی میدوزند و از او پول زیادی میگیرند و شایعه میکنند هرکس این لباس رو نبینه احمقه!
بنابراین پادشاه نه تنها خودش این دروغ رو باور میکنه، بلکه اطرافیانش هم از لباس خیالی تعریف میکنند و در نهایت پادشاه همینطور با زیرپوش و برهنه میاد بیرون و بقیه مردم هم از ترسشون فقط سکوت میکنند. عزیزان! این دقیقاً داستان فرقهی دروزیهاست! دروزی یا درزی(یعنی خیاط) شهرت محمد بن اسماعیل (انوشتکین) بوده. اما این آقای درزی واقعاً خیاط نبوده بلکه او هم لباسی دروغین و خیالی برای پادشاه مصر دوخته بود. لباسی خیالی که اینطور توصیفش میکرد:«روح انسان مانند پیراهنی است که هر از چند گاهی، بدنی آن را بر تن می کند و می پوشد و با مرگ هر انسان، این پیراهن به تن انسانی دیگر در می آید. اما حلول در آدم ابو البشر اتفاق افتاد و به صورت او تجسّد يافت و از وى به ديگر انبيا انتقال یافت و حالا هم باید به منصور گفت خدا!»
او این خیالات را بیشتر گسترش داد و كتابى نوشت که پرستش منصور بن نزار(خلیفه مصر) را بعنوان مذهب توحیدی(!) معرفی میکرد. او( به روش متداول در تمام فرقههای ضاله و حلولی) شراب خوارى و ازدواج با محارم را حلال اعلام کرد و با تناسخ ارواح مرتکب شکستن عهد حی قیوم شد. وقتی درزی کتاب ضالهاش را در مسجد قاهره خواند با اعتراض شدید مردم مسلمان مواجه شد،(اعتراضی ناقص که با رجم او همراه نبود) لذا مسلمانان ضعیف شدند و خلیفه ملعون مصر هم بعنوان خدای ساختگی دروزیه، بلافاصله قتل عام مسلمانان را شروع کرد.
اما سکوت مردم مصر در آن زمان ریشه در چه داشت؟
شاید در امتداد سکوتی بود که از اسماعیلیه برجای مانده بود.
رازش چیست؟
استشهاد!
این امام جعفر صادق (علیه السلام) بودند که از مسلمانان استشهاد گرفتند.
ایشان لحظه تدفین فرزندشان امامزاده اسماعیل (علیه السلام) از کسانی که در آن مراسم حاضر بودند استشهاد جمع کردند و هرکس با مهر و انگشتری که داشت آن را امضاء کرد تا همه شاهد باشند امامزاده اسماعیل (علیه السلام) مرحوم شدند، مبادا مسلمانان سخن مدعیان و بانیان فرقهای، درباره زنده بودن جناب اسماعیل(علیه السلام) را باور کنند، و مبادا فرقه اسماعیلیه تشکیل شود.
آیا میتوانید تصور کنید چقدر برای یک پدر سخت بود که در آن شرایط روحی از مردم استشهاد جمع کند؟ امام ششم ما شیعیان، امام جعفر صادق (علیه السلام) این همت و تلاش را انجام داد مبادا فرقهای ضاله ایجاد شود(همچنان که پیش از او یهودیان فرقههای ضالهی بسیاری ساخته بودند از جمله بنانیه، خطابیه، کیسانیه، هاشمیه، حنفیه، خطابیه و...) که نقاط مشترک همگی تغییر در احکام اسلامی و تحقیر ماهیت و حقیقت لقب ″حی قیوم″ بود.(شکستن عهد حی قیوم).
اما این استشهاد جمع کردن تنها مربوط به آن دوران نبود!
امروز هم
وقتی دو رکعت نماز مستحبی امام جعفر صادق (علیه السلام) را میخوانید باید یک حمد و صد بار همین آیه ۱۸ سوره آل عمران رو تکرار کنید:
﷽
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِکَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»
خب!
حالا که دانستید بازهم سوالم را تکرار میکنم:
آیا شهادت میدهید؟!
منابع:
تاريخ الانطاکی، یحیی بن سعید انطاکی، ج1.
الحاكم بامر الله و اسرار الدعوة الفاطمية، محمّد عبدالله عنان.
البداية و النهاية، ابن کثیر.
اخبار الدّول المنقطعة، ابن ظافر ازدی، ج 1.
المنتظم، ابن جوزی، ج 7.
الكامل، ابن اثیر، ج 8.
النجوم الزاهرة في ملوك مصر و القاهرة، ابن تغری بردی، ج 4.
مرآة الزمان في تاريخ الأعيان، سبط ابن جوزی، ج 1.
اتعاظ الحنفاء باخبار الأئمة الفاطميين الخلفاء، احمدبن على مقریزی، ج 2.
#سنگی_برداشتم
#مرگ_بر_اسرائیل
#نابودبادبهائیت
#حیفادرآتش
https://virasty.com/Gilan3/1774053897834562842
- ۷۴۹
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط