▫ بـــســـمـ الـلّٰـه▫

▫ بـــســـمـ الـلّٰـه▫

↔ میتــرسم از خــودم زمـانی که؛
"دلِ مــادر خـودم" را میشــ‌‌‌‌‌‌‌‌ـ‍‌ـ‌کنم
و در عـین حـال بر احوالِ
"دلِ #مادران_شهدا" گریـه میکنم...

↔ میتــرسم از خـودم زمانی کـه؛
به #نامحرم نگــاه میکنم!
و در عیـن حال هیات میروم
و بر #امام_حسین اشک میریزم
و از #شهدا دم میزنـم...

↔ میترسـم از خـودم زمانی که؛
از اهل بیت و‌ شهدا دم میزنـم
و نمـازم #اول_وقت نیست...

↔ میترسـم از خودم زمانی که؛
#عاشق_شهادت هستم
و #اخلاق و #ادب ندارم...
#تکلیف_مدار نیستم...

↔ میترسـم از خـودم زمـانی که؛
از عشقِ #امام_خامنه_ای دم میزنـم
و به حرف ها و خواسته هایشان بی توجهـم...

↔ میترسـم از خـودم زمانی که؛
#ریش یا #چادر میگذارم 
ولی گفتگو با #نامـحــرم برایم عادی شده...

↔ میترسم از #خـودم زمانی کـه؛
حرفـ هایـم با #عملــم فرسنـگ ها فاصله دارد...

#امان_از_نفس_توجیه_گر‌‌
#غفلت
دیدگاه ها (۱)

تلنگر..

Jester: پارت ۶ : شاید یه...دعوا؟

اوایل کوچک بود، یعنی من اینطور فکر میکردم، اما بعد بزرگ و بز...

صحنه; پارت اول

چند مدتی هست بعضی حرف ها ته دلم سنگینی میکنن نه اینکه نخوام ...

صبح شدهمامان داره با چشای خیس سرم داد میزنه بابا هم پش سرش ...

فصل نهم نمیدونم چقدر گذشت... چقدر فکر کردم... چقدر آه کشیدم...

pt: ⁹ ♡bad boy

• Wild rose cabaret •#part161#paniz ممد: قبول میکنم اما اگه ...

~👔 | فراتر از پرتره‌ های دوران رنسانس: جین و Gucci / امروز😭💋...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط