فیک اجبار پارت 43
پارت ۴3
♒فیک اجبار♒
جونگ کوک
برگشتم به اتاقم ....نامه رو برداشتم ....انگار قدیمی بود چون بزور تونستم بازش کنم.......
نامه رو باز کردمو شروع کردم به خوندن:
سلام .......
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی اول از همه می خوام بهت بگم که خیلی دوست دارم.......... میدونم الان داری اینو میخونی پس می خوام تموم واقعیتو برات تعریف کنم هر اتفاقی که تا الان به صورت غلط برات توضیح دادن ......می خوام به واقعیت رو بگم من اون دختر رو نکشتم ......جی وونگ کشت........ شاید الآن بگی دوباره داره چرت میگه می خواد بهم دروغ بگه ............ولی تو عکس هایی که واست فرستادم میتونی ببینی کی منو کشته........... دیدی؟؟؟؟؟....اون شبی که این اتفاق افتاد منم پیش مینهو بودم.....مینهو دوست صمیمیه من بود...........ولی جی وونگ اون موقعه ها بخاطر پول باهاش دوست شد............گویا مینهو اینا دشمن خانوادگی داشتن......جی وونگ هم کارشو ساخت...........
میدونی کی ...پرونده هاتو خواست؟؟؟؟جی وونگ بهمگفت اگه اونارونزدم میاد به تو همه چیو میگه و منم میترسیدم که نتونم بهت ثابت کنم که اینجورم شد............نمیدونم پروژه رو گرفتی یانه......ولی امیدوارم که تونستی باشی....تو به این زودیا عقب نمیکشی......
این بود کل ماجرا........از دوره ۱۸سالگیم متنفرم....چون کل زندگیم بخاطرش نابود شد....ولی...ولی نمیتونستم بزارم اینجوری منو از یاد ببری......
حالا که همه چیو میدونی....میتونم راحت زندگی کنم...امیدوارم این نامه دستت رسیده باشه......
فقط و فقط تو رو دوست دارم و نه کسی دیگه ای...........
از طرف:لونا")
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
سومشخص
بعد از خوندن نامه .......اشک های مردونه ش رو پاک کرد......انگار نمیتونست خوب نفس بکشه....تحمل این همه رو نداشت........فقط دلش میخواست یکی رو نابود کنه که اون کسی نبود به جز جی وونگ(بزن بریم مشتای جونگ کوک)
#FICEJBAR
#Milla
نطر یادت نره لاوی🤗🖤💙
♒فیک اجبار♒
جونگ کوک
برگشتم به اتاقم ....نامه رو برداشتم ....انگار قدیمی بود چون بزور تونستم بازش کنم.......
نامه رو باز کردمو شروع کردم به خوندن:
سلام .......
نمیدونم از کجا شروع کنم ولی اول از همه می خوام بهت بگم که خیلی دوست دارم.......... میدونم الان داری اینو میخونی پس می خوام تموم واقعیتو برات تعریف کنم هر اتفاقی که تا الان به صورت غلط برات توضیح دادن ......می خوام به واقعیت رو بگم من اون دختر رو نکشتم ......جی وونگ کشت........ شاید الآن بگی دوباره داره چرت میگه می خواد بهم دروغ بگه ............ولی تو عکس هایی که واست فرستادم میتونی ببینی کی منو کشته........... دیدی؟؟؟؟؟....اون شبی که این اتفاق افتاد منم پیش مینهو بودم.....مینهو دوست صمیمیه من بود...........ولی جی وونگ اون موقعه ها بخاطر پول باهاش دوست شد............گویا مینهو اینا دشمن خانوادگی داشتن......جی وونگ هم کارشو ساخت...........
میدونی کی ...پرونده هاتو خواست؟؟؟؟جی وونگ بهمگفت اگه اونارونزدم میاد به تو همه چیو میگه و منم میترسیدم که نتونم بهت ثابت کنم که اینجورم شد............نمیدونم پروژه رو گرفتی یانه......ولی امیدوارم که تونستی باشی....تو به این زودیا عقب نمیکشی......
این بود کل ماجرا........از دوره ۱۸سالگیم متنفرم....چون کل زندگیم بخاطرش نابود شد....ولی...ولی نمیتونستم بزارم اینجوری منو از یاد ببری......
حالا که همه چیو میدونی....میتونم راحت زندگی کنم...امیدوارم این نامه دستت رسیده باشه......
فقط و فقط تو رو دوست دارم و نه کسی دیگه ای...........
از طرف:لونا")
○○○○○○○○○○○○○○○○○○○
سومشخص
بعد از خوندن نامه .......اشک های مردونه ش رو پاک کرد......انگار نمیتونست خوب نفس بکشه....تحمل این همه رو نداشت........فقط دلش میخواست یکی رو نابود کنه که اون کسی نبود به جز جی وونگ(بزن بریم مشتای جونگ کوک)
#FICEJBAR
#Milla
نطر یادت نره لاوی🤗🖤💙
۳۱.۳k
۰۱ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.