{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درون سینه ام دردی است خونبار

درون سینه ام دردی است خونبار
که همچون گریه
می گیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه الود
نمی دانم
چه می خواهم بگویم!
دیدگاه ها (۱)

شریف ترین دلها ...دلی است که شاد کند با محبت دلی را و لبخند ...

ﺁﺩﻡ ﻫـﺎﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﻧﺎﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﻗ...

خودم را تا حد بی عاطفگی محض از همه کنار کشیده ام. همه را با ...

درد یعنی :که نماندن به صلاحش باشدبگذاری برود ... آه ! به اصر...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی،که عاشق می‌کند دل را، و...

نمی‌دانم بگویم راز جرأت و جسارت کودکان یمنی یا بگویم تنها حر...

چه‌دردی میکشم از سردی ِ رفتار ِ چشمانی‌که عاشق می‌کند دل را ...

چه دردی میکشم از سردیِ رفتارِ چشمانی،🌸که عاشق می‌کند دل را، ...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

مهدی جان

می‌دانم دیگر فرصتی پیش نمی‌آیدکه به تو بگویم؛بوی درختِ کاج م...

ماه صفر‌ تمام‌ می‌شود ...پیراهن‌ مشکی‌ عزای‌ تو‌ را‌ کنار می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط