You love a vampire : part 2 (3)
به منظره قشنگی رسیدن روی یه تپه ی بلند نشستن
_ آماده ای؟
تائو: چجورم
دوتایی روی چمنا غلت خوردن و خندیدن بعدم کنار هم دراز کشیدن ابرهارو تماشا میکردن
تائو با دست اشاره کرد: لیلی اون ابرو ببین شکل خرگوشه
_آره😅
تائو: چقدر شبیه توعه
لیلی زد به بازوی تائو و خندیدن
لیلی به یه ابر دیگه اشاره کرد:
_اونو ببین شبیه قلبه
تائو خندید و گفت : نخیر شکل سیبه قلب پایینش تیزه
لیلی سربه سرش گذاشت و ادامه داد:
_خب اینم پایینش تیزه
تائو: یااا نگاش کن گرده...فکر کنم چشمات ضعیف شده لیلی
لیلی به شوخیش ادامه داد: نخیر گرد نیست...چشمای منم سالمه
تائو با تعجب نگاش میکرد . لیلی از قیافه یزمتعجب تائو خندش گرفته بود
_😂😂قیافشو
تائو: قیافه خودتو😂
لیلی شروع کرد به قلقلک دادن تائو
تائو: 😂😂نکن...نکن بچه...لیلی نکن
_😂😂نخیر نمیکنم
بیشتر قلقلکش داد
تائو: واای لیلی بسه بسه😂😂😂...به موقعش تلافی میکنم
_😂😏ها ها عمرا
خسته شد دست از قلقلک برداشت تائو بهش چپ چپ نگاه میکرد
_چیه؟
تائو: که منو قلقلک میدی آره؟
_وای نه نه
تائو: وایسا😂
لیلی بلند شدو دوید تائو هم دنبالش میدوید
_😂😂واای کمک
تائو: نمیتونی فرار کنی😂
پرید روی لیلی
تائو: گرفتمت!
_نههه ولم کن😂
تائو شروع کرد به قلقلک دادنش
_😂😂😂😂وااای تائو خواهش میکنم
تائو: نخیر...منو قلقلک میدی ؟ الان نشونت میدم😂
_😂😂نهههه
تائو بیشتر قلقلکش داد و خودشم میخندید . خسته شد و کنارش دراز کشید . لیلی خودشو تو بغلش چسبوند .تائو دستش رو گرفت و روی قلبش گذاشت و گفت: ببین...اینطوری برای تو میتپه . لیلی لبخندی زد و دستش تائورو روی قلبش گذاشت قلب
لیلی تند تر میزد
تائو: اوه...تو اوعضات از من بدتره پرنسس😁
بله😃😏...چون از بچگی که برای اولین بار دیدمت عاشقت شدم
تائو: منم از وقتی که یه پرنسس کوچولو بودی و توی حیاط بازی میکردی...همون لحظه که دیدمت عاشقت شدم
_ آماده ای؟
تائو: چجورم
دوتایی روی چمنا غلت خوردن و خندیدن بعدم کنار هم دراز کشیدن ابرهارو تماشا میکردن
تائو با دست اشاره کرد: لیلی اون ابرو ببین شکل خرگوشه
_آره😅
تائو: چقدر شبیه توعه
لیلی زد به بازوی تائو و خندیدن
لیلی به یه ابر دیگه اشاره کرد:
_اونو ببین شبیه قلبه
تائو خندید و گفت : نخیر شکل سیبه قلب پایینش تیزه
لیلی سربه سرش گذاشت و ادامه داد:
_خب اینم پایینش تیزه
تائو: یااا نگاش کن گرده...فکر کنم چشمات ضعیف شده لیلی
لیلی به شوخیش ادامه داد: نخیر گرد نیست...چشمای منم سالمه
تائو با تعجب نگاش میکرد . لیلی از قیافه یزمتعجب تائو خندش گرفته بود
_😂😂قیافشو
تائو: قیافه خودتو😂
لیلی شروع کرد به قلقلک دادن تائو
تائو: 😂😂نکن...نکن بچه...لیلی نکن
_😂😂نخیر نمیکنم
بیشتر قلقلکش داد
تائو: واای لیلی بسه بسه😂😂😂...به موقعش تلافی میکنم
_😂😏ها ها عمرا
خسته شد دست از قلقلک برداشت تائو بهش چپ چپ نگاه میکرد
_چیه؟
تائو: که منو قلقلک میدی آره؟
_وای نه نه
تائو: وایسا😂
لیلی بلند شدو دوید تائو هم دنبالش میدوید
_😂😂واای کمک
تائو: نمیتونی فرار کنی😂
پرید روی لیلی
تائو: گرفتمت!
_نههه ولم کن😂
تائو شروع کرد به قلقلک دادنش
_😂😂😂😂وااای تائو خواهش میکنم
تائو: نخیر...منو قلقلک میدی ؟ الان نشونت میدم😂
_😂😂نهههه
تائو بیشتر قلقلکش داد و خودشم میخندید . خسته شد و کنارش دراز کشید . لیلی خودشو تو بغلش چسبوند .تائو دستش رو گرفت و روی قلبش گذاشت و گفت: ببین...اینطوری برای تو میتپه . لیلی لبخندی زد و دستش تائورو روی قلبش گذاشت قلب
لیلی تند تر میزد
تائو: اوه...تو اوعضات از من بدتره پرنسس😁
بله😃😏...چون از بچگی که برای اولین بار دیدمت عاشقت شدم
تائو: منم از وقتی که یه پرنسس کوچولو بودی و توی حیاط بازی میکردی...همون لحظه که دیدمت عاشقت شدم
۳.۸k
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.