انسان تنها
همگردانیِ
خلق و خویِ درخت
در چشمِ خیسِ باد
فریاد میشود
در آسمانی
که هر صبح سرگرمیاش
فرودشِ احساساتِ ابرهاست
خاک
پیش از روییدنِ نهال
حالِ ریشهها را
شبیهسازی میکند
وگل
گلبرگِ معیوبش را
تَنگتر در آغوش میگیرد
تراژدیِ روانِ پریشانِ مغرب
در حلقهٔ بینهایتِ الوانی گرم
بی آن که ترجمه شود
بر زبانِ آسمان جاری است
ارادهٔ زمان در خلأ رسوا است
برای دوختنِ وصلههایِ امنیتی
بر گسلهای زمین
گسلهایی که حاصلِ انباشتِ
قرنها تنفر ما است
با این حال در چشمِ خیسِ باد
همگردانیِ خلق و خویِ درخت
خواندنی است
و آسمان نیلگون را
در حال فرودش احساسات ابرها
میتوان هر روز دید
میتوان حالِ خاک را حس کرد
که پیش از روییدنِ نهال
رقص ریشهها را در جانش
شبیهسازی میکند
و باید دید گُل چه حالی دارد
آن لحظه که گلبرگِ معیوبش را
تَنگتر در آغوش میگیرد
کماهی این میان انسانِ تنها
در حالِ کتمانِ منطقِ سردِ بقا
حقایق اندوه بارِ ترسهایش را
با در و دیوار و کاچال خانه
شریک میشود ...
#صنم_چوبین #شعر #شعرنو #شعرفارسی
خلق و خویِ درخت
در چشمِ خیسِ باد
فریاد میشود
در آسمانی
که هر صبح سرگرمیاش
فرودشِ احساساتِ ابرهاست
خاک
پیش از روییدنِ نهال
حالِ ریشهها را
شبیهسازی میکند
وگل
گلبرگِ معیوبش را
تَنگتر در آغوش میگیرد
تراژدیِ روانِ پریشانِ مغرب
در حلقهٔ بینهایتِ الوانی گرم
بی آن که ترجمه شود
بر زبانِ آسمان جاری است
ارادهٔ زمان در خلأ رسوا است
برای دوختنِ وصلههایِ امنیتی
بر گسلهای زمین
گسلهایی که حاصلِ انباشتِ
قرنها تنفر ما است
با این حال در چشمِ خیسِ باد
همگردانیِ خلق و خویِ درخت
خواندنی است
و آسمان نیلگون را
در حال فرودش احساسات ابرها
میتوان هر روز دید
میتوان حالِ خاک را حس کرد
که پیش از روییدنِ نهال
رقص ریشهها را در جانش
شبیهسازی میکند
و باید دید گُل چه حالی دارد
آن لحظه که گلبرگِ معیوبش را
تَنگتر در آغوش میگیرد
کماهی این میان انسانِ تنها
در حالِ کتمانِ منطقِ سردِ بقا
حقایق اندوه بارِ ترسهایش را
با در و دیوار و کاچال خانه
شریک میشود ...
#صنم_چوبین #شعر #شعرنو #شعرفارسی
- ۲۵۲
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط