بر ساحل شکافته پهلو گرفته بود

بر ساحل شکافته پهلو گرفته بود
ماهی که از ادامه شب رو گرفته بود

آرامشی عجیب در اندام سرو بود
گویا تنش به زخمِ تبر خو گرفته بود

دستی به دستگیره دروازه بهشت
دستی دگر، بر آتشِ پهلو گرفته بود

برخاست رو به سمتِ بهاری که رفته بود
آهو عجیب بوی پرستو گرفته بود

آن شب چگونه مرگ به بانو جواز داد؟
او که همیشه اذن ز بانو گرفته بود

پشت زمین شکست! خدا گریه اش گرفت
وقتی علی دو دست به زانو گرفته بود
دیدگاه ها (۵)

آیات بخوانیدکه ماه علی گرفتدستی رسید و راه نگاه علی گرفتبابا...

آیات بخوانید که ماه علی گرفتدستی رسید و راه نگاه علی گرفتباب...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط