وقتیـ کهـ قرار بود بعد ازدواجـ حاملهـ بشیـ ولیـ بیار از ح

وقتیـ کهـ قرار بود بعد ازدواجـ حاملهـ بشیـ ولیـ بیار از حمومـ میایـ بیرونـ میریـ جلویـ اینهـ میبینیـ کهـ شکمتـ اومدهـ جلو و جیییغغـ میزنیـ و اونا میانـ تو اتاقـ میگنـ چیشدهـ بعد تو میگیـ نگاهـ کنـ به شکممـ اومدهـ جلو اگهـ حاملهـ شدهـ باشمـ خودمـ با همینـ دستایـ خودمـ میکشمتـ

نامجون: خب عشقم سعی میکنم اذیت نشی اروم حالا چرا میخوای منو بکشی چیزی نشده که
ات:(با داد) نامجووننننننننننن
نامجون:(با ترس) تمام سعیمو میکنم که اذیت نشی

جین: ام خب ببین حالا چیزیه که شده همیشه بهت کمک میکنم بلاخره که باید مادر میشدی نه؟
ات: هعی باشه ولی تو قول داده بودی بعد ازدواج باشه اه
جین:(بغلت میکنه)

شوگا: یعنی تو نمیخوای برای من بچه بیاری؟
ات: اخه تو قول داده بودی!
شوگا: ببخشید نتونستم جلوی خودمو بگیرم حالا بیا تو بغلم

جیهوپ:(مثل نامجون)

جیمین: ام عشقم یعنی تو نمیخواستی مامان شی منکه خیلی ذوق بابا شدن دارم
ات: فقط چون نمیخوام بزم تو ذوقت نگهش میدارم
جیمین: واقعا نگهش میداری؟
ات: اره
جیمین:(میبوستت)

تهیونگ: ببخشید بیب اون شب بهم خوش گذشت یکم بیشتر انجام دادم
ات: اخه تهیونگ.....(میبوسمتت و حرفتو قطع میکنه)

جونگکوک: انشاالله بچه های بعدی بیب
ات: جونگکوککککککککککککک
جونگکوک: ببخشید غلط کردم سعی میکنم درد نکشی
ات: افرین
جونگکوک:(بغلت میکنه و میبوستت)
#سناریو_بی_تی_اس #سناریو_نامجون
#سناریو_جین #سناریو_شوگا
#سناریو_جیهوپ #سناریو_جیمین
#سناریو_تهیونگ #سناریو_جونگکوک
دیدگاه ها (۱)

وقتی که بغلش میکنی و میگی خیلی وقته بغلم نکردی ولی من همیشه ...

سناریو BTS(وقتی میزنی تو باسن شون در میری)«نامجون: شعور شخصی...

پارت ۲

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

سناریو درخواستیوقتی شوگا رو از عمد میبوسی(عضو هشتم)نامجون=او...

هق هقویو الکس خب حالا وقت ناهار هست برم با خواهر گلم ناهار ب...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط