گفتم ببینمش، مگرم درد اشتیاق ساکن شود. بدیدم و مشتاق تر ش

گفتم ببینمش، مگرم درد اشتیاق ساکن شود. بدیدم و مشتاق تر شدم....
دیدگاه ها (۰)

گفتم یکم بدن درد بگیرینــ..

نمیدونم چطوری توضیح بدم

مامان شرمنده به دروغ گفتم درد نداره..

سرش ذوق مرگ شدم ، گفتم باهاتون به اشتراک بذارممم 🤧

مریض شدممممم نهههههه

‏‏من این دردو از هر طرف خوندمش درد شد به کوچه گفتم درختاش هم...

‌         ‌‌ ‌‌‌ 𝓛𝓲𝓪𝓷 𝓱𝓪𝓭 𝓪𝓵𝔀𝓪𝔂𝓼 𝓫𝓮𝓮𝓷 𝓲𝓷 ‌         ‌‌ ‌ ‌ ‌...

خبرر

جوری که چند بار این اتفاق برام افتاده و هر دفعه از درد زیاد ...

خدایا ” تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدمتو را بخشنده پندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط