هیچ پایه و اساس علمی ای نداره.

هیچ پایه و اساس علمی ای نداره.
تو هیچ کتابی ننوشتن؛
تو هیچ دست نوشته ای؛
تو هیچ رساله ای.
حتی نمیتونی ثابتش کنی.
ولی من حاضرم قسم بخورم
که وجود داره.
سخته به چیزی که هیچ جوره نمیتونی ثابتش کنی قسم بخوری.
ولی من مطمئنم یه جایی،
بین سرانگشتات تا قفسه ی سینت،
یه نقطه ایه که وقتی سرمو میذارم روش،
تمام علایم حیاتی بدنم از حرکت وایمیسه.
این تویی که جای دوتامون نفس میکشی.
یه روزی شاید دانشمندا بتونن ثابتش کنن.
اونموقع میفهمی جون دادن توو آغوش یه نفر فقط یه جمله ی قشنگ نیست؛
یه مرگه!
یه مرگی که هردفعه ازش بگذری،
یه تیکه از جونت کم شده.
و اونقد کم میشه
که یه روز تموم شی.
میدونی؟
اون پایانی که توو آغوش تو باشه،
حتی مُردنشم:)
"پایانِ خوشه"

#نازنین_هاتفی
دیدگاه ها (۱)

dark life = 39

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

ابلیس

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.18کانگ وو:ته مین ن...

My lovely neighbor part : 66

رمان خبره ممنوعه پارت پنجم 5

سناریو سائه پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط