ترسیده ای؟

ترسیده ای؟

از که؟

از جهان؟

من جهانت

از گرسنگی؟

من گندمت

از بیابان؟

من بارانت

از زمان؟

من کودکیت

از سرنوشت؟

من هم از سرنوشت می ترسم...
دیدگاه ها (۱)

گاهی حضور یک دوست در جهانت، شبیه به معجزه‌ای‌ست که ذره ذره ا...

دلهای ماکه به هم نزدیک باشند،دیگر چه فرقی می‌کند کجای جهان ب...

ای صاحب عالمکودکانی که گرسنگی را با اشک‌هایشان قسمت می‌کنند…...

فرزند خورشید سرنا قسمت اول

با ظهور امام زمان(عج) گرفتاریها برطرف میشود

ناز کن، ناز، که نازت به جهان می ارزدبوسه ای از لب لعلت به رو...

زمان کند میگذره وقتی منتظری.زمان تند میگذره وقتی دیرت شده.زم...

لحظه‌ای تصور کنید این صحنه در ایران رخ می‌داد، یقه بود که از...

عاشقانه های شبنم

می خوای بشی رفیق امام زمان(عج)؟می خوای مورد توجه حضرت مهدی(ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط