{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم این بار متفاوتر بنویسم

میخواهم این بار متفاوتر بنویسم
میخوام امشب پرده زشقایق بردارم
میخوام تاریخ شوم و مورخ بنویسم
میخوام خون شوم از حدقه چشات پرده بردارم
میخوام امشب از شوق نگات غزلو مرثیه سازم
میخوام هق هق حلق ترا از سینه بردارم
چی بگم ؛ چی کنم ازچی بگم چون و چراش تکراریست.
میخوای بگم یا که نگم ....فک کن؛ وهم وخیالی ست در سرم
من بر خیالتو دلم میسوزد
ز سر خواب ترا وهم و خیال است به چند.....
که تارپودش رو بد نوشتی به بافنگی قالی و فرش
نم نمک میرسد خبرم ....قاصدک رو تو بگو خبر بچند
قصه غصه فردا و فردای دگر
ترسم که قلم زوزه کشد کاغذ آن یار بسوزد
و نشاید کمکش آن قصه که به تصور دارد
فلکم خام ترا اندیشه چراست .تو کجا پخته کجا سرچشمه ی این قصه کجا ...
خرگوش بر دفتر شعرم خواب چرا .
نم نمک میروم تا به تحه ی این جاده غمناک رسم
گر که گورستان خفته به خاک دیدی یاد آر
خود ساز رقص پاییز رو رقم زدی و ؛ دراین خاک بساز
من دگر رنگ خود زرد کنم به بی رنگی باد....
دروهم سکوت محوشوم...تو باآوای خاکسترققنوس بساز

دلنوشته ایی از مرگ دقایق در وداع با عقربه ها / امیر
دیدگاه ها (۶)

عزیز البریهی

پخت نان سنگک با نماد پرچم ایران 🇮🇷#ایران #پرچم #پرچم_ایران_ب...

قدمت آفتابه ایرانی : 2600 سالقدمت کل آمریکا: 260 سالبمناسبت ...

*#اسلام#اختصاصیاگه مسلمونی وجود نداشتالان گوشی یا اینترنتی ه...

#زن_زندگی_آزادیمی‌گفتن با باتوم زدن تو سر مهسا امینی و به ای...

نوجوونی و از تاریخ فراری؟ دوست داری درباره تاریخ جهان بیشتر ...

بی مریم های والا شیر زنون های

عزیز البریهی

باشه خوبه , به تاریخت افتخار کن , در این حد که بلاخره یکبار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط