رمان(عشق پر ماجرا)پارت۲
«کالج آتامان». ماهر:سلام قدیر جون بیا بغلم داداش خودمی😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍. قدیر:خفم کردی داداش یه ذره دستتو شل کن🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣. لیدیا: داداش من همیشه همینه خودتم میدونی که نمیشه کاریش کرد من که دیگه از پسش بر نمیام😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. مظلوم:وای شما دوتا چرا انقدر اینجوریین وای داداش قدیرمو ول کن داداش خدایا تهش من از دست این خواهر و برادرم آسی میشم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣بیا بغلم داداش قدیرم بیا بریم سر کلاس....... وای امروز درس جغرافیا داریم اصلا حوصله ی این درسو ندارم😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. قدیر:تو هم شدی اوگولجان🤣🤣🤣🤣🤣. مظلوم:من فقط یه روز رفتم ویلای خاله شنگول اینا انقدر روم تاثیر گذاشته که میترسم ۲ بار کلاس یازدهم رو بخونم😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. (یه دفعه اوگولجان با آیبیکه و افرا اومدن). اوگولجان:وای داداش قدیر بیا یه بوست کنم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣.........ارن فمیلی آماده ی یک روز جدید تحصیلی تو کالج آتامان هستید😂😂😂. (۱ ساعت بعد). استاد فیلیز:خب بچه دیگه زنگ خورده میتونید برید🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰🥰. قدیر:خدایا شکرت حتی یه لحظه ام بغل این دختر نشستن عذابه قسم میخورم بدبختیه😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. ملیسا:نه که من خیلی ازت خوشم میاد😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. قدیر:دختره ی چندش😂😂😂😂😂😂😂. ملیسا:قسم میخورم تا یه دقیقه ی دیگه بخوای همینجوری ور بزنی دیگه مویی رو اون کله ی بی مغذت نداری پسره ی بیریخت پروئه بی مزه جندش😂😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣. سارپ:وای باز شما دوتا دارین دعوا میکنید بسه توروخدا داداش قدیر بیا بریم کافه تریا😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. «کافه تریا». دوروک:بیا بغلم عشقم😍😍😍😍😍😍😍. مظلوم:تالیا تو هم بیا بغله عشقت دیگه😂😂🥰. برک:بیا بغلم عشق وحشی من😂😂😂😍😍. اوگولجان:واقعا حالم از این چندش بازیاتون بهم میخوره😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂. (زنگ خورد و بچه رفتن سر کلاس). استاد بوراک:...................
۴.۲k
۱۰ آذر ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.