🐻: چیکار میکنید؟ من تازه از خواب بیدار شدم. داشتم استراح
🐻: چیکار میکنید؟ من تازه از خواب بیدار شدم. داشتم استراحت میکردم، آهنگ گوش میدادم، حوصلهام سر رفت، واسه همین لایو رو روشن کردم. الان هر وقت بخوام میتونم لایو بذارم. میخواستم بعد مدتها یه چیزی تو اینستاگرام بذارم، ولی فقط عکسای قدیمی مونده بود. من زیادی بدنمو نشون نمیدم که..؟ خونمون یه کم شلوغه… شاید باید مرتبش کنم؟ صبر کنید… همه جا لباس ریخته، پس صبر کنید. باشه، یه لحظه!
🐻: اول از همه، دیروز… البته، وایسا، نه فقط دیروز – من از وقتی از سربازی اومدم، حدود ۴-۵ روزه که دارم پشت سر هم سخت کار میکنم. خلاصه، من واقعاً روی یه چیزی خیلی زحمت کشیدم. و مطمئنم که شما خیلی ازش خوشتون میاد، دوستم داشته باشید. وقتی حوصلهام سر میره، شما باید با من بگردید، باشه؟
🐻: من واقعاً پف کردم، نه؟ دیروز سر شام کسایی بودن که بهم بابت تموم شدن خدمتم تبریک میگفتن، و من یه کم نوشیدم. شراب خوردم. این اواخر دیگه نمیتونم زیاد بنوشم.
🐻: چی بازی میکنم؟ نه، بازی نمیکنم، فقط دارم میبینم این چه بازیایه. شما که صفحه منو نمیبینید؟
🐻: راستش، من باید زود برم. یه کاری دارم که برنامهریزی شده.
🐻: غذا نمیخورم. من فقط شبا کربوهیدرات میخورم، پس الان نمیخورم. از کربوهیدرات متنفرم… نه، کربوهیدرات رو دوست دارم… ولی بازم نمیخورم.
🐻: احتمالاً اگه یه کم دیگه بگذره، اون (چیزی که اخیراً روش کار میکرده) منتشر میشه. چیز فوقالعادهای نیست – خب، برای من که اینطوره. باشه، فعلاً بای بای.
اسلاید ۵: 🐻: کربوهیدرات... *آه* ازشون خوشم نمیاد... (به کی دارم دروغ میگم) دوستشون دارم... (در واقع) عاشقشونم.😡
*کیوتتتت🫠🫠😭😭🥹🥹✨️✨️🌈🌈
جوری که قلنج انگشتاشو میشکنه🛐🛐🫠🫠
🐻: اول از همه، دیروز… البته، وایسا، نه فقط دیروز – من از وقتی از سربازی اومدم، حدود ۴-۵ روزه که دارم پشت سر هم سخت کار میکنم. خلاصه، من واقعاً روی یه چیزی خیلی زحمت کشیدم. و مطمئنم که شما خیلی ازش خوشتون میاد، دوستم داشته باشید. وقتی حوصلهام سر میره، شما باید با من بگردید، باشه؟
🐻: من واقعاً پف کردم، نه؟ دیروز سر شام کسایی بودن که بهم بابت تموم شدن خدمتم تبریک میگفتن، و من یه کم نوشیدم. شراب خوردم. این اواخر دیگه نمیتونم زیاد بنوشم.
🐻: چی بازی میکنم؟ نه، بازی نمیکنم، فقط دارم میبینم این چه بازیایه. شما که صفحه منو نمیبینید؟
🐻: راستش، من باید زود برم. یه کاری دارم که برنامهریزی شده.
🐻: غذا نمیخورم. من فقط شبا کربوهیدرات میخورم، پس الان نمیخورم. از کربوهیدرات متنفرم… نه، کربوهیدرات رو دوست دارم… ولی بازم نمیخورم.
🐻: احتمالاً اگه یه کم دیگه بگذره، اون (چیزی که اخیراً روش کار میکرده) منتشر میشه. چیز فوقالعادهای نیست – خب، برای من که اینطوره. باشه، فعلاً بای بای.
اسلاید ۵: 🐻: کربوهیدرات... *آه* ازشون خوشم نمیاد... (به کی دارم دروغ میگم) دوستشون دارم... (در واقع) عاشقشونم.😡
*کیوتتتت🫠🫠😭😭🥹🥹✨️✨️🌈🌈
جوری که قلنج انگشتاشو میشکنه🛐🛐🫠🫠
- ۴.۰k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط