وقتی درسش بد بودو ..
ات
رفتم سرجام زنگ خورد میخاستم تنها باشم بخاطر همین رفتم تو پشت بوم مدرسه مون از پایین بخوان نگاه کنن دید نداره که دیدم یه نفر دستش رو رو کمرم گذاشت ترسیدم و برگشتم دیدم جیمینه همین که برگشتم لباشو گذاشت رو لبام و منو بوسید (ادمین مرد 💀)
جیمین
خیلی دلم میخواست لباشو بخورم (اه اه اه چندش 🤮)
رفتم تو حیاط دیدم ات داره میره رو پشت بوم همراه رفتم دیدم اونجا وایستاده رفتم بغلش کردم و بوسیدمش منو ات الان ۱۷ سالمونه و الان باهم تو رابطه هستیم و به بچه ها نگفتیم الان هم کم سر به سر ات میزارم قبلا میزدمش ، (سطل رنگ روش خالی کردم، صندلی اش رو رنگ قرمز شدم که بشینه و بچه ها فکر کنن اره ، یه بارم که گفتم با من خوابیدن ) الان دیگه این کار ها رو نمیکنم
ات
از وقتی با جیمین تو رابطه ام آدم شده دیگه اذیتم نمیکنه امروزم کونفرانس دارم (نمیدونم درسته یا نه) رفتم جلو استرس داشتم از زنگ قبل بخاطر این که استرسم بریزه داشتم با جیمین تمرین میکردم جیمین هم معدلش بهتر شده و به درس اهمیت میده
پایان
نمیدونم خوبه یا نه ؟
رفتم سرجام زنگ خورد میخاستم تنها باشم بخاطر همین رفتم تو پشت بوم مدرسه مون از پایین بخوان نگاه کنن دید نداره که دیدم یه نفر دستش رو رو کمرم گذاشت ترسیدم و برگشتم دیدم جیمینه همین که برگشتم لباشو گذاشت رو لبام و منو بوسید (ادمین مرد 💀)
جیمین
خیلی دلم میخواست لباشو بخورم (اه اه اه چندش 🤮)
رفتم تو حیاط دیدم ات داره میره رو پشت بوم همراه رفتم دیدم اونجا وایستاده رفتم بغلش کردم و بوسیدمش منو ات الان ۱۷ سالمونه و الان باهم تو رابطه هستیم و به بچه ها نگفتیم الان هم کم سر به سر ات میزارم قبلا میزدمش ، (سطل رنگ روش خالی کردم، صندلی اش رو رنگ قرمز شدم که بشینه و بچه ها فکر کنن اره ، یه بارم که گفتم با من خوابیدن ) الان دیگه این کار ها رو نمیکنم
ات
از وقتی با جیمین تو رابطه ام آدم شده دیگه اذیتم نمیکنه امروزم کونفرانس دارم (نمیدونم درسته یا نه) رفتم جلو استرس داشتم از زنگ قبل بخاطر این که استرسم بریزه داشتم با جیمین تمرین میکردم جیمین هم معدلش بهتر شده و به درس اهمیت میده
پایان
نمیدونم خوبه یا نه ؟
- ۵۱.۴k
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط