*** عشق ***

*** عشق ***

اَلا ای ضامنِ آهو : ببین غمبار میآیم .
بسی شرمنده ام , ازبهرِ استغفارمیآیم.


نظرکن برمنِ مسکین , که در بحبوحه پیری .
بسی محزون و محنت بار و دل افگار
میآیم .


چنان درسی گرفتم من , ازآن آهوی ِصحرایت .
به قصدِ چاره اندیشی , ببین بیمار میآیم.


عظیم ازعشقِ تودلداه و مفتون و شیداشد
((اگر از در برانی , ازسرِ دیوار میآیم ))

++++++++++++++++++++++++++++
شاعر= عبدالعظیم عربی ازدماهشهر و
سربندر.
دیدگاه ها (۴۱)

🌷 این غزالِ غزلم , نافه یِ خوشبو دارد.🌷 چون به صحرایِ ادب , ...

در این شب باستانی تقدیم میکنم یکیاز سروده هایم را به ارواح ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط