شود آبْ پیش چشمت، دل خسته از خجالت

شود آبْ پیش چشمت، دل خسته از خجالت
که منم پلنگ زخمی، تو چو ماه آسمانی
به تو و غبار آهت، نَم اشک صبح گاهت
دَهَمت قسم که هرگز، دل عاشقم نرانی
بِنِگر به شعرهایم، همه جا فقط تویی تو
که تمام نقطه چین ها ز تو میدهد نشانی
اگر از دو چشم روشن، غزلی نوشته قلبم
تو ضمیر غایب من ، تو سروده ی نهانی
دیدگاه ها (۷)

⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛⬛از عرش از میان حسینیه ی خدا آمد صدای ناله ی حی علی ...

سید کریم امیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط