قصه سی و هفتم: امام مهدی (عج) و غیبت صغری (بخش پایانی)
خورشیدی که پشت ابر رفت تا انسان بالغ شود
غیبت صغری؛ دوران گذار
خداوند، انسان را یکباره در این امتحان بزرگ رها نکرد.
یک دوران گذار طراحی شد:
غیبت صغری.
دورانی حدود ۶۹ ساله، از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ هجری.
در این دوران، امام مهدی (عج) نه کاملاً غایب بود، نه کاملاً حاضر.
او از دیدهها پنهان بود، اما از طریق چهار نایب خاص، با شیعیان در ارتباط بود.
این چهار نفر، نواب اربعه نامیده میشوند:
۱. عثمان بن سعید عمری — از سال ۲۶۰ تا حدود ۲۶۵ ق.
۲. محمد بن عثمان عمری — از ۲۶۵ تا ۳۰۴ ق.
۳. حسین بن روح نوبختی — از ۳۰۴ تا ۳۲۶ ق.
۴. علی بن محمد سمری — از ۳۲۶ تا ۳۲۹ ق.
این چهار نفر، «پل ارتباطی» بین امام و شیعیان بودند.
شیعیان سوالات خود را به آنها میدادند، و آنها پاسخها را از امام میگرفتند.
این پاسخها، توقیعات نامیده میشدند.
توقیعات، نامههای امام به شیعیان بودند.
در آنها، پاسخ سوالات فقهی، اعتقادی، و حتی مسائل شخصی وجود داشت.
این نامهها، سند زندهای بودند بر اینکه امام، جهان را میبیند و هدایت میکند.
چرا چهار نایب؟
این چهار نفر، «انسانهای کامل» پس از معصوم بودند.
آنها نه امام بودند، نه پیامبر.
اما چنان در مسیر ولایت ذوب شده بودند که امام، آنها را به عنوان «حلقه ارتباطی» برگزید.
هر کدام از آنها، در دوران خودش، «امانتدار» بزرگترین راز تاریخ بود.
مردم به آنها مراجعه میکردند، و آنها بیآنکه ادعای امامت کنند، راه را نشان میدادند.
این یعنی «ولایتپذیری» در عمل.
یعنی «تسلیم» در برابر حجت خدا، حتی وقتی او را نمیبینی.
جریانهای مقابل غیبت
در همین دوران، سه جریان عمده در برابر این طرح الهی صفکشی کردند:
۱. عباسیان: دشمنی که میخواست منجی را بکشد
آنها که از «حدیث امام مهدی» میترسیدند و میخواستند با ترور، جلوی تحقق وعده الهی را بگیرند.
منطقشان این بود: «اگر مهدی نباشد، ما تا ابد بر تخت میمانیم.»
این جریان، امروز هم زنده است.
قدرتی که از «ظهور منجی» میترسد و سعی میکند جهان را در ظلم و جور نگه دارد تا طرح الهی محقق نشود.
۲. مدعیان دروغین: جعفر کذّابهای تاریخ
جعفر، برادر امام عسکری (ع)، اولین کسی بود که بعد از شهادت امام، ادعای جانشینی کرد.
او حاضر شد با دستگاه خلافت همکاری کند تا ثابت کند «امام فرزندی ندارد.»
این جریان امروز هم هست.
کسانی که وقتی حق را در محاصره میبینند، به جای دفاع، به فکر سهمخواهی میافتند.
۳. شیعیان سردرگم: کسانی که هنوز به بلوغ نرسیده بودند
بعضی از شیعیان، با شروع غیبت، دچار حیرت شدند.
میگفتند: «امام که دیده نمیشود، پس تکلیف چیست؟»
این جریان، امروز هم هست.
کسانی که «دینداری» را فقط با «دیدن معجزه» ممکن میدانند و هنوز به بلوغ فکری نرسیدهاند.
جریان غیبت در دنیای امروز
امروز، عباسیان چه کسانیاند؟
همان قدرتهایی که از «ظهور تمدن اسلامی» میترسند.
همانها که میخواهند با تحریم، با جنگ، با فشار حداکثری، جلوی تحقق وعده الهی را بگیرند.
غافل از اینکه این وعده، تخلفناپذیر است.
امروز، جعفرهای زمانه چه کسانیاند؟
کسانی که وقتی جبهه حق در محاصره است، به جای همدلی، به فکر منافع شخصی خودشان هستند.
کسانی که در بحرانها، «برادری» را کنار میگذارند و به اردوگاه مقابل میروند.
امروز، شیعیان سردرگم چه کسانیاند؟
آنها که هنوز دنبال «امام حاضر» میگردند و نمیفهمند که در عصر غیبت، باید به «نواب عام» رجوع کنند.
آنها که میگویند: «چرا امام زمان (عج) نمیآید؟»
اما خودشان هیچکاری برای زمینهسازی ظهور نمیکنند.
و امروز، نواب عام چه کسانیاند؟
مرجعیت شیعه که با اجتهاد، راه را در تاریکیها نشان میدهد.
و در رأس آنها، ولی فقیه که سکاندار کشتی تشیع در طوفانهای آخرالزمان است.
درسهای این قصه
۱. غیبت، پایان کار نیست. آغاز بلوغ انسان است. خداوند آنقدر به تو اعتماد دارد که حجتش را از برابر چشمانت پنهان کرده و تو را به عقل و ایمانت سپرده است.
۲. همیشه بین مرگ یک امام و تولد امام بعدی، یک «انتظار» هست.
۳. دشمن از «موعود» میترسد. امروز هم جبهه استکبار از «ظهور تمدن اسلامی» میترسد. ترس دشمن، نشانه حقانیت مسیر توست.
۴. انتظار، عمل است، نه سکون. ظهور، یک حادثه نیست که ناگهان رخ دهد. یک فرایند است که تو باید در آن نقش داشته باشی.
در ادامه میخوانیم:
«عثمان بن سعید؛ نخستین نایب؛ انسانی کامل که پل ارتباطی زمین و آسمان شد.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
#خسف #امام_مهدی #غیبت_صغری #نواب_اربعه #بلوغ_انسان #انتظار #جریان_شناسی #ولایت_فقیه #قرارگاه_بصیرت #ظهور
غیبت صغری؛ دوران گذار
خداوند، انسان را یکباره در این امتحان بزرگ رها نکرد.
یک دوران گذار طراحی شد:
غیبت صغری.
دورانی حدود ۶۹ ساله، از سال ۲۶۰ تا ۳۲۹ هجری.
در این دوران، امام مهدی (عج) نه کاملاً غایب بود، نه کاملاً حاضر.
او از دیدهها پنهان بود، اما از طریق چهار نایب خاص، با شیعیان در ارتباط بود.
این چهار نفر، نواب اربعه نامیده میشوند:
۱. عثمان بن سعید عمری — از سال ۲۶۰ تا حدود ۲۶۵ ق.
۲. محمد بن عثمان عمری — از ۲۶۵ تا ۳۰۴ ق.
۳. حسین بن روح نوبختی — از ۳۰۴ تا ۳۲۶ ق.
۴. علی بن محمد سمری — از ۳۲۶ تا ۳۲۹ ق.
این چهار نفر، «پل ارتباطی» بین امام و شیعیان بودند.
شیعیان سوالات خود را به آنها میدادند، و آنها پاسخها را از امام میگرفتند.
این پاسخها، توقیعات نامیده میشدند.
توقیعات، نامههای امام به شیعیان بودند.
در آنها، پاسخ سوالات فقهی، اعتقادی، و حتی مسائل شخصی وجود داشت.
این نامهها، سند زندهای بودند بر اینکه امام، جهان را میبیند و هدایت میکند.
چرا چهار نایب؟
این چهار نفر، «انسانهای کامل» پس از معصوم بودند.
آنها نه امام بودند، نه پیامبر.
اما چنان در مسیر ولایت ذوب شده بودند که امام، آنها را به عنوان «حلقه ارتباطی» برگزید.
هر کدام از آنها، در دوران خودش، «امانتدار» بزرگترین راز تاریخ بود.
مردم به آنها مراجعه میکردند، و آنها بیآنکه ادعای امامت کنند، راه را نشان میدادند.
این یعنی «ولایتپذیری» در عمل.
یعنی «تسلیم» در برابر حجت خدا، حتی وقتی او را نمیبینی.
جریانهای مقابل غیبت
در همین دوران، سه جریان عمده در برابر این طرح الهی صفکشی کردند:
۱. عباسیان: دشمنی که میخواست منجی را بکشد
آنها که از «حدیث امام مهدی» میترسیدند و میخواستند با ترور، جلوی تحقق وعده الهی را بگیرند.
منطقشان این بود: «اگر مهدی نباشد، ما تا ابد بر تخت میمانیم.»
این جریان، امروز هم زنده است.
قدرتی که از «ظهور منجی» میترسد و سعی میکند جهان را در ظلم و جور نگه دارد تا طرح الهی محقق نشود.
۲. مدعیان دروغین: جعفر کذّابهای تاریخ
جعفر، برادر امام عسکری (ع)، اولین کسی بود که بعد از شهادت امام، ادعای جانشینی کرد.
او حاضر شد با دستگاه خلافت همکاری کند تا ثابت کند «امام فرزندی ندارد.»
این جریان امروز هم هست.
کسانی که وقتی حق را در محاصره میبینند، به جای دفاع، به فکر سهمخواهی میافتند.
۳. شیعیان سردرگم: کسانی که هنوز به بلوغ نرسیده بودند
بعضی از شیعیان، با شروع غیبت، دچار حیرت شدند.
میگفتند: «امام که دیده نمیشود، پس تکلیف چیست؟»
این جریان، امروز هم هست.
کسانی که «دینداری» را فقط با «دیدن معجزه» ممکن میدانند و هنوز به بلوغ فکری نرسیدهاند.
جریان غیبت در دنیای امروز
امروز، عباسیان چه کسانیاند؟
همان قدرتهایی که از «ظهور تمدن اسلامی» میترسند.
همانها که میخواهند با تحریم، با جنگ، با فشار حداکثری، جلوی تحقق وعده الهی را بگیرند.
غافل از اینکه این وعده، تخلفناپذیر است.
امروز، جعفرهای زمانه چه کسانیاند؟
کسانی که وقتی جبهه حق در محاصره است، به جای همدلی، به فکر منافع شخصی خودشان هستند.
کسانی که در بحرانها، «برادری» را کنار میگذارند و به اردوگاه مقابل میروند.
امروز، شیعیان سردرگم چه کسانیاند؟
آنها که هنوز دنبال «امام حاضر» میگردند و نمیفهمند که در عصر غیبت، باید به «نواب عام» رجوع کنند.
آنها که میگویند: «چرا امام زمان (عج) نمیآید؟»
اما خودشان هیچکاری برای زمینهسازی ظهور نمیکنند.
و امروز، نواب عام چه کسانیاند؟
مرجعیت شیعه که با اجتهاد، راه را در تاریکیها نشان میدهد.
و در رأس آنها، ولی فقیه که سکاندار کشتی تشیع در طوفانهای آخرالزمان است.
درسهای این قصه
۱. غیبت، پایان کار نیست. آغاز بلوغ انسان است. خداوند آنقدر به تو اعتماد دارد که حجتش را از برابر چشمانت پنهان کرده و تو را به عقل و ایمانت سپرده است.
۲. همیشه بین مرگ یک امام و تولد امام بعدی، یک «انتظار» هست.
۳. دشمن از «موعود» میترسد. امروز هم جبهه استکبار از «ظهور تمدن اسلامی» میترسد. ترس دشمن، نشانه حقانیت مسیر توست.
۴. انتظار، عمل است، نه سکون. ظهور، یک حادثه نیست که ناگهان رخ دهد. یک فرایند است که تو باید در آن نقش داشته باشی.
در ادامه میخوانیم:
«عثمان بن سعید؛ نخستین نایب؛ انسانی کامل که پل ارتباطی زمین و آسمان شد.»
🕌 قرارگاه بصیرت «خَسف»
وعدهگاه باطل با نابودی، و حق با پیروزی
📌 https://eitaa.com/Khasf_Bayda
#خسف #امام_مهدی #غیبت_صغری #نواب_اربعه #بلوغ_انسان #انتظار #جریان_شناسی #ولایت_فقیه #قرارگاه_بصیرت #ظهور
- ۷.۵k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط