خفته در پاییز

درمیان‌ چشم‌تو مهتاب وشب افتاده است
همچوشعری بر لبانت یک‌‌غزل افتاده است

بی‌نظیری‌ درلطافت همچو شب بو در بهار
مستی‌ و در یاد من ، فکر لبت افتاده است

خفته‌ در پاییز من‌ زیباتر ازخواب‌تو نیست
ای که از گرمی تو، تب در تنم افتاده است

درخزان برگ‌‌ها باران چه غوغا کرده است
کوچه دل‌تنگ تو در تاریک‌شب افتاد است

ای‌قرار قلب بیمارم‌ بیا وامشبی بامن بمان
چشم‌ در راه تو و دل‌ بی‌ قرار افتاده است

درسکوت شب مرا با شعر بی‌پایان بخوان
تا که‌ بینی صبح در آغوش تو افتاده است

در میان کوچه باغ ، در انتهای جاده خیس
جسم‌بیمارم زهجرت‌روی‌خاک افتاده است
(ندا)
دیدگاه ها (۶)

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

...درمیان‌ چشم‌تو مهتاب وشب افتاده استهمچوشعری بر لبانت یک‌‌...

چشم مهتاب

دل اسیر خم ابروی نگار است روز دل، همچو شب تیره و تار است گرچ...

لب خندان تو برق چشمان توبرده قرار از دل عاشق زارمبا من بی نو...

لب خندان تو برق چشمان توبرده قرار از دل عاشق زارمبا من بی نو...

عاشقانه

...عمریست که به شوق تو غزل‌ها سروده‌ایم باعشق نقش کرده‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط