#پادشاهان_ایران
#پادشاهان_ایران
خسرو دوم (به پارسی میانه: 𐭧𐭥𐭮𐭫𐭥𐭣𐭩)؛ (دور اول حکومت: ۵۹۰ م. دور دوم: ۶۲۸–۵۹۱ م)،شاهنشاه ساسانی، فرزند هرمزد چهارم و نوهٔ خسرو اول، انوشیروان بود که توانست در بحبوحهٔ کشمکشهای درباریان و فرماندهان نظامی و بزرگان حکومتی، به قدرت برسد شکشت بهرام چوبین وچند جنگ دیگر سرانجام با کودتا پسرش برکنار وکشته شد
خسرو پرویز به رغم دشواریهایی که از آغاز سلطنتش با آنها مواجه گشت، آخرین سلطنت بزرگ ایران باستان را به خود اختصاص داد. حشمت او و فزونی قدرتش در جهان افسانه شده بود؛ به طوری که حتی صدها سال بعد هم این احتشام و بزرگی در آثار شاعرانی چون خاقانی، حافظ و مانند آنها منعکس شدهاست،ما وی در عین حال برای بسط سلطه و حکومتش به جنگهایی خونین و فرسایشی، لشکرکشیهایی بدون برنامهریزی مناسب و لازم، و وضع مالیاتهایی سنگین و کمرشکن بر مردم روی آورد، و در واقع همین عوامل بودند که سقوط امپراتوری شکوهمند پدرانش را قطعی و مسلم کردند
در اواخر دههٔ دوم قرن هفتم میلادی، قلمرو ایران ساسانی به بیشترین وسعت خود در طول حیات این سلسله رسید؛ امپراتوری روم در تمامی جبهههای شرقی خود در هم کوبیده و به شدت تحقیر شد؛ ترکان منکوب و قلعوقمع گشتند، و حتی بخشی از شمال غرب هند در این زمان، مثل اوایل دورهٔ ساسانی، به اطاعت ایران درآمد. اما علیرغم چنین کامیابیهای بزرگی، بلندپروازیهای شاهنشاه ایران و جاهطلبیهای خداگونهٔ او در گسترش بیحدوحصر قلمروش، باعث افزایش بار مالیاتها بر گردهٔ مردم و تحمیل تلفات انسانی بسیار به دستگاه و تشکیلات نظامی شاهنشاهی شد
برخلاف روزگار خسرو اول، که آن را میتوان دورهٔ رنسانس باشکوه ایرانی خواند و… یکی از آبشخورهای رنسانس اروپایی دانست، روزگار خسرو دوم را با همهٔ شکوه ظاهرش باید جانمایهٔ بسیاری از نابهسامانیهای فرهنگی و مدنی ایرانیان تا به امروز دانست».
وجود پیشرفتهای نظامی برقآسا و دور از ذهن سرداران خسرو در جبهههای بیزانس، در واپسین ایام سلطنت وی شکستها و تحقیرهای بسیاری نصیب ایرانیان و حکومت ساسانی شد. رفتار غیرعقلانی خسرو با زیردستان، درباریان و فرماندهان اوضاع را وخیمتر کرد و دامنهٔ بحرانها گسترش پیدا کرد. او با وجود کمی نفرات سپاهی که در روزهای آخر برایش مانده بود، باز با لجاجتِ تمام پیشنهاد متارکهٔ جنگ را که از سوی هراکلیوس شده بود، نپذیرفت و بر مواضع پیشین خود اصرار ورزید. در واقع به همان اندازه که ایام پیشین برای ایرانیان درخشان و پرافتخار بودند، این واپسین ایام برایشان شرمآور، ناامیدکننده و خفتبار بود.
با کشته شدن خسرو پرویز، شیرازهٔ دولت ساسانی از هم گسست
خسرو دوم (به پارسی میانه: 𐭧𐭥𐭮𐭫𐭥𐭣𐭩)؛ (دور اول حکومت: ۵۹۰ م. دور دوم: ۶۲۸–۵۹۱ م)،شاهنشاه ساسانی، فرزند هرمزد چهارم و نوهٔ خسرو اول، انوشیروان بود که توانست در بحبوحهٔ کشمکشهای درباریان و فرماندهان نظامی و بزرگان حکومتی، به قدرت برسد شکشت بهرام چوبین وچند جنگ دیگر سرانجام با کودتا پسرش برکنار وکشته شد
خسرو پرویز به رغم دشواریهایی که از آغاز سلطنتش با آنها مواجه گشت، آخرین سلطنت بزرگ ایران باستان را به خود اختصاص داد. حشمت او و فزونی قدرتش در جهان افسانه شده بود؛ به طوری که حتی صدها سال بعد هم این احتشام و بزرگی در آثار شاعرانی چون خاقانی، حافظ و مانند آنها منعکس شدهاست،ما وی در عین حال برای بسط سلطه و حکومتش به جنگهایی خونین و فرسایشی، لشکرکشیهایی بدون برنامهریزی مناسب و لازم، و وضع مالیاتهایی سنگین و کمرشکن بر مردم روی آورد، و در واقع همین عوامل بودند که سقوط امپراتوری شکوهمند پدرانش را قطعی و مسلم کردند
در اواخر دههٔ دوم قرن هفتم میلادی، قلمرو ایران ساسانی به بیشترین وسعت خود در طول حیات این سلسله رسید؛ امپراتوری روم در تمامی جبهههای شرقی خود در هم کوبیده و به شدت تحقیر شد؛ ترکان منکوب و قلعوقمع گشتند، و حتی بخشی از شمال غرب هند در این زمان، مثل اوایل دورهٔ ساسانی، به اطاعت ایران درآمد. اما علیرغم چنین کامیابیهای بزرگی، بلندپروازیهای شاهنشاه ایران و جاهطلبیهای خداگونهٔ او در گسترش بیحدوحصر قلمروش، باعث افزایش بار مالیاتها بر گردهٔ مردم و تحمیل تلفات انسانی بسیار به دستگاه و تشکیلات نظامی شاهنشاهی شد
برخلاف روزگار خسرو اول، که آن را میتوان دورهٔ رنسانس باشکوه ایرانی خواند و… یکی از آبشخورهای رنسانس اروپایی دانست، روزگار خسرو دوم را با همهٔ شکوه ظاهرش باید جانمایهٔ بسیاری از نابهسامانیهای فرهنگی و مدنی ایرانیان تا به امروز دانست».
وجود پیشرفتهای نظامی برقآسا و دور از ذهن سرداران خسرو در جبهههای بیزانس، در واپسین ایام سلطنت وی شکستها و تحقیرهای بسیاری نصیب ایرانیان و حکومت ساسانی شد. رفتار غیرعقلانی خسرو با زیردستان، درباریان و فرماندهان اوضاع را وخیمتر کرد و دامنهٔ بحرانها گسترش پیدا کرد. او با وجود کمی نفرات سپاهی که در روزهای آخر برایش مانده بود، باز با لجاجتِ تمام پیشنهاد متارکهٔ جنگ را که از سوی هراکلیوس شده بود، نپذیرفت و بر مواضع پیشین خود اصرار ورزید. در واقع به همان اندازه که ایام پیشین برای ایرانیان درخشان و پرافتخار بودند، این واپسین ایام برایشان شرمآور، ناامیدکننده و خفتبار بود.
با کشته شدن خسرو پرویز، شیرازهٔ دولت ساسانی از هم گسست
- ۳۰۳
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط