عکس_پس زمینه_موبایل

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت
دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب
باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند
چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن
چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور
دیدگاه ها (۰)

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

دور گردونگر دو روزی بر مراد ما نرفتدائما یکسان نباشدحال دورا...

یوسفِ گُم گشته بازآید به کنعان، غم مَخُورکلبهٔ احزان شَوَد ر...

روزگار دائم یکسان نیس غم مخور هی

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور یوسف گمگشته بازآید به کن...

یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور یوسف گمگشته بازآید به کن...

یوسف گمگشته به کنعان باز اید غم مخورکلبه احزان شود روزی گلست...

یک خبر ز تو ای یار ... زندگانـی نتــوانم

هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیبباشد اندر پرده ب...

یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبه احزان شود روزی گلست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط