{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود

گاهي گمان نميکني ولي خوب ميشود
گاهي نميشود که نميشود که نميشود
گاهي بساط عيش خودش جور ميشود
گاهي دگر تهيه بدستور ميشود
گه جور ميشود خود آن بي مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور ميشود
گاهي هزار دوره دعا بي اجابت است
گاهي نگفته قرعه به نام تو ميشود
گاهي گداي گدايي و بخت با تو يار نيست
گاهي تمام شهر گداي تو ميشود
گاهي براي خنده دلم تنگ ميشود
گاهي دلم تراشه اي از سنگ ميشود
گاهي تمام آبي اين آسمان ما
يکباره تيره گشته و بي رنگ ميشود
گاهي نفس به تيزي شمشير ميشود
از هرچه زندگيست دلت سير ميشود
گويي به خواب بود جواني مان گذشت
گاهي چه زود فرصتمان دير ميشود
کاري ندارم کجايي چه ميکني
بي عشق سر مکن که دلت پير ميشود
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

سلامگاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که ...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشو...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشو...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشودگاهی نمیشود که نمیشود که نمیشو...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

شعری از قیصر امین پور گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط