{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و ش

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم . حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند . وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را درآورد . دروغ حیله گر لباسهای اورا پوشید و رفت . از آن روز همیشه حقیقت عریان و زشت است . اما دروغ در لباسهای حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود .
دیدگاه ها (۴)

سیستم بینایی ما طوری تنظیم شده است که ما بتوانیم در محیطی سه...

ادامه پست قبل

تمام زیبایی های بهار از خاک است خاکی که بی هیچ چشمداشتی ریش...

تولد انسان روشن شدن کبریتی است و مرگش خاموشی آن ! بنگر که د...

روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا ک...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا ک...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: مــــیل داری با هم به دریـــا برویم ...

روزی دروغ به حقیقت گفت: میل داری با هم به دریا برویم و شنا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط