سناریو

وقتی بهشون گفتی من لواشکو بیشتر از تو دوست دارم
_____________
نامجون:فک کنم این کتاب جدید که دادم تاثیر بد روت گذاشته
ات: نه لواشک خیلی خوشگل و خوشمزس ولی تو نه
نامجون: اره مطمعن شدم که واقعا تاثیر اون کتاب دیگه نمی دم بخونیش
___________
جین: چطور به ورد واید هندسامت این حرف رو می زنی؟؟
ات: نه تو نیستی لواشکه
جین: دیگه خبری از غذا خوشمزه نیست
__________
جیهوپ: ات تب داری؟؟
ات: نه
جیهوپ : چرا داری داری هزیون میگی
_________
شوگا:می برت بی مارستان
دکتر: خبر همسرتون هیچ مشکلی نداره
شوگا: چرا داره
دکتر : مگه کاری کردن
شوگا: بله به من گفته من لواشکو بیشتر از تو دوست دارم
دکتر:😶
______________
جیمین:باشه منم طلاقت می دم برو با لواشک ازدواج کن
____________
تهیونگ: یونتان مامانت حالش بده
ات: نه اتفاقا حالم خوبه
یونتان: بابا راست میگی حالش بده
_________
جونگکوک: می دونم منم از تو بیشتر شیر موز دوست دارم قبلا گفتم بهت که
ات: منم لواشک
جونگکوک: بیا دوتا بچه. بیاریم اسمشون بزاریم لواشک و شیر موز
ات: اره خوبه
جونگکوک: پس اماده ای
ات: نه الان نه بعدن
جونگکوک: پس باید جواب پس بدی چرا منو دوست نداری
ات: گزینه سه رو انتخاب می کنم چون می دونم
دیدگاه ها (۸)

[چند پارتی]

سناریو جونگکوک

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

پارت ۳۹تهیونگ برای اولین بار کمی نرم‌تر جواب داد:ته: گفتم خ...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

سرنوشت(ویو شوگا)وقتی گفت «باشه»، یه لبخند روی لبم نشست.دلم م...

Why Did I Fall in Love with You? | P¹²شب ـ باردوهی با دوستاش...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط