سناریو تهیونگ

رقیب عشقی کیم تهیونگ(مافیاست)..
------------------------------------------------
چند سال پیش..
وقتی خانواده‌ ات به خاطر قرضی سنگین و فشارهای مالی ات رو با اجبار و بدون هیچ حرفی توی سن پایین به عقد این مرد خطرناک درآوردن، فکر می‌کرد زندگی‌ش تموم شده.
تهیونگ در نگاه اول یک مافیای ترسناک به نظر می‌رسید که دنیا رو به خون می‌کشید. اما روز به روز، رفتار اون با آت فرق کرد. اون ات رو با تمام وجودش پرستید، زخم‌های روحه ات رو التیام داد و حالا…
ان ملکه ی دنیای تاریکه تهیونگه؛ زنی که تهیونگ حاضره برای یک لبخندش کل دنیا رو به آتیش بکشه..زنی که رئیس خطرناک‌ترین مافیای جهان برای یک لبخندش زانو می‌زنه.
.
.
نفس‌های منظم ات روی بالشت پخش میشد... هنوز غرق خواب بود که سنگینی نگاهی رو روی خودش حس کرد..کیم تهیونگ

-چشم‌های خوشگلت رو باز کردی، فرشته‌ام؟

-کیم تهیونگ..خوابم میاد(خمیازه) می‌خوام بخوابممم..

تهیونگ سرش رو توی گردنه ات فرو برد و نفس عمیقی کشید تا عطر تنه‌ ات رو تو ریه‌هاش پر کنه...شروع کرد به بوسه‌باران کردن صورتش؛ از نوک بینی گرفته، تا گونه‌هاش، پلک‌هاش و در نهایت گوشه لب‌ش. بوسه‌هایی عمیق، پر از نیاز و دیوانه‌وار...

.تَق… تَق… تَق…

تُهی کوچولوی ۷ سالشون وارد اتاق شد..و با دویدن خودش رو به تخت رسوند ..

-مامان… مامانیِ منه! برو… دور شو!

تهیونگ با خنده ابرویی بالا انداخت، روی آرنجش بلند شد و با لحنی کاملاً جدی و طلبکارانه رو به تهی گفت:

ببخشید آقا پسری؟ چی گفتی؟ اولاً که مامانت اول زنِ من بوده، دوماً زور من بیشتره، سوماً این‌قدر واسه من قیافه نگیر..

تهی دستای کوچولوش رو دور گردنه ات حلقه کرد، صورتش رو چسبوند به صورتش و با صدای بلند شروع کرد به بوسیدن گونه‌‌ی ات‌‌..

-بوس! مامانیِ مَنی

بعد تهیونگ شاکی بلند شد..

این دیگه از کجا اومده؟ هی پسر جون، حواست باشه داری با رئیس مافیا در می‌افتی ها! پاشو برو بیرون بینم، زنم مال خودمه!»

.
.
.
دیدگاه ها (۱۱۰)

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

ادامه تک پارتی تهیونگبارون توی سئول شدت گرفته بود. تهیونگ دس...

چندپارتی جونگ کوک

چندپارتی تهیونگ

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

تک پارتی✨صدای موزیک کل سالن رو پر کرده بود و نورهای صحنه مدا...

فیک الماس در تاریکی ها پارت ۲

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط