ساحل زیبای دریای خزر...

ساحل زیبای دریای خزر...

این آرامش فوق‌العاده است. غذای روح است. امواج، سر به شانه یکدیگر، به آرامی می‌آیند و به کناره ساحل می‌خورند.
نسیم دریا می‌وزد و چون حریری زیبا جسم و جان آدمی را به بازی گرفته، به ملایمت لابه‌لای موهای آدمی می‌خزد.
این لحظات برای کسی چون من که از کوچک‌ترین فرصتی برای رهایی از زندگی ماشینی نمی‌گذرد، خیلی مغتنم است.


نَم نَم باران این اجازه را به من نمی‌دهد که نوشتن این اوراق را روی سنگهای کنار ساحل ادامه دهم. صبر کنید اندکی بروم دورتر؛ زیر سایبانی، سقفی.

آها! حالا بهتر شد.

می‌دانم در همین لحظاتی که برای من پیام‌آور آرامش و اطمینان است، عده‌ای از هموطنانم پشت درِ اتاق روانشناسان و روان‌پزشکان به نوبت نشسته‌اند. روزها یا شاید هفته‌ها انتظار کشیده‌اند تا حکایت اضطراب و تشویش خویش را با طبیبی دردآشنا بیان کنند.

بگویند آسوده‌خاطر نیستند، مدام آرام‌بخش می‌خورند، همیشه چیزی مثل سیر و سرکه در درونشان می‌جوشد، دلشوره دارند و حرف‌هایی از این دست...


#جوانی_در_۱۸۰_ثانیه
#روز_جوان
#ماه_شعبان
دیدگاه ها (۰)

حوالی هفتاد سال بعد، شخص دیگری در خانه‌ای که برای داشتنش همه...

حوالی هفتاد سال بعد، شخص دیگری در خانه‌ای که برای داشتنش همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط