ران به عنوان دوست پسرت: (ادامه در کپشن)

(نظرتونو درمورد این وانشات باهام در اشتراک بزارید،نفر بعدی که ازش مینویسم کی باشه؟توی کامنتا بهم بگید)
.
.
.
دوست داره که شبا از پشت بغلت کنه و سرشو فرو ببره تو گردنت، و هر شب جمله ی تکراری 'بوی بهشت میدی' رو بگه
شبایی ام که پریود شده باشی تو همون حالت شکمتو ماساژ میده
(نصفه شب تو تخت)
"آقای هایتانی یادت باشه ها،من این همه دردو تحمل میکنم که یه روزی بچه های جنابعالی رو به دنیا بیارم"
سرشو توی گردنت فرو میبره و دم گوشت زمزمه میکنه
+بچه بره به درک،من هیچوقت راضی نبودم که تو هر ماه انقد عذاب بکشی که توله من به وجود بیاد،حالا ام سعی کن بخوابی،اینجوری برات بهتره
.
رابطه شما یه رابطه خام و ساده نبود،اصلا عادی نبود
رابطه ای بود که میتونستی جونتون روش شرط ببندی،چون شما فقط معشوقه هم نبودید،بهترین دوست و خانواده هم بودید
همه چیزتون با هم بود،و از این مسئله خجالت نمیکشیدید
"ران! دختره رو یادته ماه پیش اومده بود پی ویم؟!حدس بزن چی شده!"
+اوه اوه،سرا پا گوشم
.
ران آدم عجیبی بود
اون فقط درکت نمیکرد،اون تورو مثل یه کتاب میخوند،کامل و با دقت
وقتایی که حالت بد بود حتی لازم نبود یک کلمه هم به زبون بیاری،بلافاصله متوجه میشد و دقیقا جوری که میخواستی دلداریت میداد
چیزی که عجیبش میکرد این بود که انگار اون همیشه خواسته های عمیق درونیت رو میفهمه،و این در عین حال که متعجبت میکرد فقط تورو بیشتر و بیشتر مجذوبش میکرد
+من خونم!
"خوش برگشتی!"
+...روزت چطور بود؟
"...خوب بود"
+نه،چیشد؟بهم بگو
"...خب حقیقتش..."
.
به شدت حسود و غیرتی بود و خب،بیاید فقط بگیم که اتفاقات زیاد زیبایی برای مردی که نزدیک تو میشد رخ نمی‌داد
گرچه هیچوقت تورو سرش مقصر نمیدونست و تورو واردش نمیکرد
توی جمع و مهمونی ها هم همیشه دستش دور کمرت بود،طوری که واضح اعلام کنه که 'ا/ت مال منه'
+امشب زیادی خوشگل شدی،چشم ازت بردارم میدزدنت
"پس بپا ندزدنم، آقای هایتانی"
.
ران آدم پر روییه و اصلا خجالت نمیکشه توی جمع بهت ابراز علاقه کنه،از هر راهی که شده باشه،ببوستت،بغلت کنه،لمست کنه
شاید بهتره یکم روی کمتر خجالتی بودن تمرین کنی
(مهمونی خانوادگی)
+همم...ا/ت
و با دست روی رانشو میزنه و بهت اشاره میکنه که روی پاهاش بشینی
"ران،بابام جلوت نشسته!"
+بیخیالللل
.
ران مثل یه عروسک چینی ازت مواظبت میکرد،انگار که اگه روت خط و خشی بیوفته از دستت میده
همین باعث میشد که خیلی مواظبت باشه،در هر موردی
بوسه هاش طولانی و مدعی ان،اما هرگز طوری نیستن که اذیتت کنن
توی رابطه جنسی هم خیلی براش مهم که طوری که میخوای ارضا بشی و آسیب نبینی
.
در نهایت
تو ران رو دوست داشتی
نه
تو عاشقش بودی،طوری که تاحالا کسی رو دوست نداشتی
اون تکه گمشده تو بود،انگار هرچیزیو توی زندگیت کامل میکرد
تو ملودی بود و اون لیریکش
تو هیزم بودی و اون آتیشش
تو جسم بودی و اون روحش
و تویی که هرگز چشم به راه آینده نبودی الان یه آینده میخواستی،آینده ای که ران توی جز با جزش حضور داشته باشه
نه به این دلیل که بودن باهاش بی نقصه،دقیقا برعکس
چون بودن با ران کلی دردسر داره،اما پشت سر گذاشتنش باهاش فقط شمارو به هم نزدیک و نزدیک تر میکنه:)

#انیمه #توکیو_رونجرز #توکیورونجرز #توکیو #سانزو #هاروچیو #مایکی #ران #ریندو #هایتانی #بانتن #مافیا #میتسویا #وانشات #فنفیکشن #فن_فیکشن #فیکشن #کیوت #کیپاپ #بی_تی_اس #بیتیاس #بلکپینک #بلک_پینک #داستان #رمان
دیدگاه ها (۵۴)

سناریو هنتای از ران هایتانیدرخواستی خوشگلامنبینم گزارش بدی ش...

تک پارتی از ران هایتانی🥴😈این رو هم بگم هنتای داره..پس اگه جن...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

میخوام یه داستان بنویسم و داستان اینجوری باشه که یک پسری به ...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

وقتی برای اولین بار از دوست پسرت درباره آینده می‌پرسی💜پارت ۲...

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

— شنیدی؟ وقتی حرف می‌زنه، انگار داره یه ملودی رو زمزمه می‌کن...

.... کپشن مهم...

سناریو ران پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط