فیک کار خونه حیوون سازی پارت ۵
لیا: آفرین دختر ولی سریع تر جمع کن و منم برم شام درست کنم راستی برای پسرا غذا بزار من کار دارم فهمیدی؟
میا: باشه برای ته ته موچی غذا میزارم خوبه این رفت توی آشپزخونه دارم با دیوار حرف میزنم نگاه شما دو الان فکر می کنین من دیونه ام نه ولش اینجا جمع کنم بزار اول برای شما غذا بزارم
لیا: بزار به دخترا زنگ بزنم برای شام بیاین اینجا وایستا کنفرانس بگیرم الووووو سلام دخترا
یونا: الو سلام لیا کجایی؟
هانا: راستی میا کجاست؟
لیا: عه دو دقیقه خفه شین بزارین میسو مین هی حرف بزنین بی خیال خواستم بگم برای شام بیاین اینجا باهم بخوریم بعد بریم باهم شهر بازی میا هم رفته به موچی ته ته غذا بده منم دارم غذا درست میکنم
هانا: واتتتت موچی ته ته کی هستن؟
میسو: ببند باشه عشقم ما میایم ۱ ساعت دیگه من برم آماده بشم فعلا بای
لیا: فعلا بای به همگی
میا: به به چه بوی راه انداختی. ابجی گلم گذاشتی با کی حرف می زندی ها؟
لیا: داشتم با دخترا حرف می زدنم گفتم به دخترا برای شام بیاین اینجا باهم شام بخوریم بعد بریم باهم شهر بازی یه ۱ ساعت دیگه میاین شام درست شد
میا: خب چی درست کردی؟
لیا: کیک برنجی و نودل کیمچی و گیمباپ و هائه مول پاجون برای دسر موچی درست کردم البته هنوز درست نشده سالاد و یادم رفت ما نجو همین دیگه
میا: انشالله خواهره خودمی از غذا های خوشمزه درست کردی من عاشقه موچی هستم برم تو سالن منتظر دخترا بمونم البته میخوام ته ته موچی بازی کنم فعلا بای
۱ساعت بعد دخترا اومدن
لیا: های گایز خوش اومدین
هانا: سلام مرسی وییی اینا نگاه لیا اردک ماله توه. خیلی کیوته خدا نگاه اونو سگ رو ویییی الان هر دوشونو میخورم مننننن
میا: ببند خواهرم اسم دارن اردک نه موچی سگ نه ته ته فهمیدی بعدم اینا صاحب دارن (خنده 😂)
میسو: فعلا ما میایم به جای شام اینا رو. بخوریم (دوستان اینجا ته. ته موچی بدو ان میرین توی بغله لیا و میا ادامه فیک) ویییی خدا ازمون ترس اند بدو بدو رفتن توی بغله صاحب هاشون انشالله چقدر باهوش هستن
مین هی: آره لیا خیلی ما گرسنه مون شام بیارین دیگه مرد ام از گرسنه ای 😭😭
یونا: خاک تو سرت لیا بریم میز رو بچینیم. منم میام کمک ببین چیا درست کردی؟
میا: خب بیاین شام گایز
هانا: به به چه میزه رنگی لیا چه کرده
میا: باشه برای ته ته موچی غذا میزارم خوبه این رفت توی آشپزخونه دارم با دیوار حرف میزنم نگاه شما دو الان فکر می کنین من دیونه ام نه ولش اینجا جمع کنم بزار اول برای شما غذا بزارم
لیا: بزار به دخترا زنگ بزنم برای شام بیاین اینجا وایستا کنفرانس بگیرم الووووو سلام دخترا
یونا: الو سلام لیا کجایی؟
هانا: راستی میا کجاست؟
لیا: عه دو دقیقه خفه شین بزارین میسو مین هی حرف بزنین بی خیال خواستم بگم برای شام بیاین اینجا باهم بخوریم بعد بریم باهم شهر بازی میا هم رفته به موچی ته ته غذا بده منم دارم غذا درست میکنم
هانا: واتتتت موچی ته ته کی هستن؟
میسو: ببند باشه عشقم ما میایم ۱ ساعت دیگه من برم آماده بشم فعلا بای
لیا: فعلا بای به همگی
میا: به به چه بوی راه انداختی. ابجی گلم گذاشتی با کی حرف می زندی ها؟
لیا: داشتم با دخترا حرف می زدنم گفتم به دخترا برای شام بیاین اینجا باهم شام بخوریم بعد بریم باهم شهر بازی یه ۱ ساعت دیگه میاین شام درست شد
میا: خب چی درست کردی؟
لیا: کیک برنجی و نودل کیمچی و گیمباپ و هائه مول پاجون برای دسر موچی درست کردم البته هنوز درست نشده سالاد و یادم رفت ما نجو همین دیگه
میا: انشالله خواهره خودمی از غذا های خوشمزه درست کردی من عاشقه موچی هستم برم تو سالن منتظر دخترا بمونم البته میخوام ته ته موچی بازی کنم فعلا بای
۱ساعت بعد دخترا اومدن
لیا: های گایز خوش اومدین
هانا: سلام مرسی وییی اینا نگاه لیا اردک ماله توه. خیلی کیوته خدا نگاه اونو سگ رو ویییی الان هر دوشونو میخورم مننننن
میا: ببند خواهرم اسم دارن اردک نه موچی سگ نه ته ته فهمیدی بعدم اینا صاحب دارن (خنده 😂)
میسو: فعلا ما میایم به جای شام اینا رو. بخوریم (دوستان اینجا ته. ته موچی بدو ان میرین توی بغله لیا و میا ادامه فیک) ویییی خدا ازمون ترس اند بدو بدو رفتن توی بغله صاحب هاشون انشالله چقدر باهوش هستن
مین هی: آره لیا خیلی ما گرسنه مون شام بیارین دیگه مرد ام از گرسنه ای 😭😭
یونا: خاک تو سرت لیا بریم میز رو بچینیم. منم میام کمک ببین چیا درست کردی؟
میا: خب بیاین شام گایز
هانا: به به چه میزه رنگی لیا چه کرده
۸.۸k
۱۱ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.