چآدری شدم‍...

چآدری شدم‍...
زمآنی که همه ی فآمیل توقع دآشتن عقآیدم مث ِ خودشون بآشهـ
اسممو عوض کردمـ تآ بـِ همه ثآبت کنم من عآشق حضرت فآطمه ام‍... و هرکی گفـ ستآره گفتمـ من #فآطمه ام
اونم زمآنی کـ فآمیل و آشنآ بهم طعنه زدنـ

بآ افتخآر هر هفتهـ غروبـ جمعه نشستمـ تو هیئتـ ِ آقآم ..
اسممو نوشتم وآسه کربلآ .. و طعنه هآی اطرافیآن کـِ الآن جنگه ، کجآ میخوآی بری اونمـ تنهآ ، بدون خآنواده
وقتی دبیرم گفـ درست وآجب تره ، لبخند زدم و گفتم ولی وآسه من کربلآ کـ آرزومه وآجب تره...

من اینمـ
حرفـِ مردم ، حرف ِ فآمیل ، حرف ِ اطرافیآن وآسم مهمـ نیس

خدآ توبهـ پذیرهـ
خدآیآ من دوس دآرم همین بآشم
#فآطمه یه دختر #چآدری یه بچه #هیئتی عآشق #کربلآ

بخآطر گذشتهـ ام #توبهـ میکنم
بـِ #قضآوتآ #تهمتآ #حرف-مردم همـ دیگه توجه نمیکنمـ
فقط #ببخش...
دیدگاه ها (۶۳)

بهم گف سعی کن دیگ بهم فک نکنی منم دارم همین کارومیکنمگفتم نم...

"14" یکی از همکلاسیام ک با رقیب دوست بود بم گف ب نمکدون بگو ...

"6" یه ماه از دانشگا میگذشت ک وقت ناهار تو سلف اومد بم گف بی...

"20" سر کوچه ی مترو صادقیه پاتوقمون بود!!خیلی وقتا اونجا دعو...

"18" دوروز دیگ قرار بود خاستگار بیاد. ازینا ک تو روضه ها فقط...

"25" اون روز تموم شد. 2روز بعد مامان بابام آدرس محل کار خاست...

خیلی از ماها سریال دل رو دنبال میکنیم شاید بعضیا فقط ب عنوان...

رمان همزادپارت۱۱۷ #ماهورباحرص قاشق بستنی رو توی دهنم فرو کرد...

رمان همزادپارت۶۲#آدیناوفففف این چ موهای من دارم لعنتی...-آدر...

#ناجی #پارت_١٨نداشت محمد رو ب من گفت*نمیخواین برین خرید دیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط