بوی بهشت می دهد حرمش زیباست رقص پرچمش دل می برد در صحن ان

بوی بهشت می دهد حرمش زیباست رقص پرچمش دل می برد در صحن انقلاب مبحوت میشوی هم گنبد در دیده توست هم حوض طلایی هم پنجره فولاد
ضریحش جاذبه دارد دل کندن ازش سخت است بوس بر درها لذت بخش است . اینه ها شکسته شکسته است که دیگر خود را نبینی برای همان یک لحظه هم با دیگران برابر باشی وفکرت و ذهنت متمرکز بر زریح باشد.
یک لیوان اب از حوض طلایی که می نوشی جگرت خنک شده و اقا تو را می نگرد و می گوید بنوش و بیاد پدرم باش که نتوانست از ان بنوشد.
خادمانش خوش رو زاءرانش درمانده دلدادگانش مست و دیوانه بوی حرم را که حس می کنند غصه هارا فراموش کرده قطره اشکی گونه ی شان را خیس میکندو با مهربانی از ته دل می گویند السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
دلم تنها تورا می خواهد اقا بطلب ...
1/11/سیزده نود و سه
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط