چشم خود

چشم خود
بستم که دیگر
چشم مستش ننگرم

ناگهان دل
داد زد ، دیوانه
من می بینمش .. !


#شهریار
دیدگاه ها (۲)

من و عشق و دل دیوانه بساطی داریمعقل هی فلسفه می‌بافد و ما می...

زیبایها را چشم می‌بیند و مهربانی ها را دلچشم فراموش می‌کندام...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

☆دل سپردم بر دلت دلدار من دل دل چرادل بده بر دل ز دل با دل س...

زخم هامو دوست دارم!!!چون يادم مى ندازنهيچ وقت تماشاگر زندگی ...

شهریار، شاعر لحظه‌های عاشقانه و دلتنگی‌های انسانی، با شعرهای...

💜🤍... دِلِ❤ مَـــــنکُــــلــبـــۀ بـــارانــیـستـــــــوَ ط...

ترا می‌خواهم ای دیرینه‌ی دلخواهکه با ناز گل رویا شکفتی به هر...

در یک جمله بگمدر حقیقت می شود با چشم‌هایت حرف زد شکل ادم های...

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط