چه سینه سوز آب ها ،که خفته بر لبان ما

چه سینه سوز آب ها ،که خفته بر لبان ما

هزار گفتنی به لب ، اسیر پیچ و تاب شد

نه شور عارفانه ای ، نه ذوق شاعرانه ای

قرار عاشقانه ام ، شتاب در شتاب شد

نه فرصت شکایتی ، نه قصه و حکایتی

تمام جلوه های جان ، چو آرزو به خواب شد

نگاه منتظر به در، نشست و عمر شد به سر

نیامده به خود دگر ،که دوری شباب شد
دیدگاه ها (۲)

چه سینه سوز آب ها ،که خفته بر لبان ماهزار گفتنی به لب ، اسیر...

از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شدتمام جستجوی دل ، سوال...

🎙️دکلمه

از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شدتمام جستجوی دل ، سوال...

💞 ✨ 💞 ✨ 💞 ✨ از آن زمان که آرزو ، چو نقشی از سراب شدتمام جست...

http://s9.picofile.com/d/8299317992/b06ad34f-7c93-424f-9f1b-...

از آن زمان که آرزو . چو نقشی از سراب شدتمام جستجوی دل . سوال...

🎶🩶 از آن زمان که آرزو . چو نقشی از سراب شدتمام جستجوی دل . س...

چه سینه سوز آه ها ،که خفته بر لبان ماهزار گفتنی به لب ،اسیر ...

از آن زمان که آرزو چـونقشی از سراب شدتمام جستجـــــوی دل سوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط