سناریو هنتای از ریندو ..
۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰ دفعه نوشتممممم🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯🤯
هر دفعه اش باگ خورد........
آخر سر به بیابون میزارم .....😭😭😭😭😭😭😭😭😭
تکه ای از متن : اون دستش رو دورِ کمرت حلقه کرد و با فشارِ کمی، تو رو به خودش چسبوند. حسِ تضادِ قدِ بلندش با قدِ تو، اون کششِ مرگبار رو کامل کرد. حالا دیگه بویِ سیگار و عطرِ تلخش کاملاً حواست رو پرت کرده بود.
ریندو با صدایِ خشداری که از تهِ گلوش میومد، تویِ گوشت زمزمه کرد:
«باشه… پس بیا ببینیم چقدر تویِ این بازی دوام میاری، بیبی.»
بنویسم یا نه ؟؟؟....به خدا قسم نزدیک ۱۰ بار نوشتم باگ خورد😔
#ریندو_هایتانی #توکیو_ریونجرز #سناریو #فن_فیکشن #هایتان#عاشقانه_دارک#سناریو_توکیو_ریونجرز #داستان_انیمه #پسر_بد #عاشقانه_خطرناک #انیمه_فارسی #هایتانی_ریندو #فیکشن_نویس #سناریو_عاشقانه #توکیو_ریونجرز_سناریو
هر دفعه اش باگ خورد........
آخر سر به بیابون میزارم .....😭😭😭😭😭😭😭😭😭
تکه ای از متن : اون دستش رو دورِ کمرت حلقه کرد و با فشارِ کمی، تو رو به خودش چسبوند. حسِ تضادِ قدِ بلندش با قدِ تو، اون کششِ مرگبار رو کامل کرد. حالا دیگه بویِ سیگار و عطرِ تلخش کاملاً حواست رو پرت کرده بود.
ریندو با صدایِ خشداری که از تهِ گلوش میومد، تویِ گوشت زمزمه کرد:
«باشه… پس بیا ببینیم چقدر تویِ این بازی دوام میاری، بیبی.»
بنویسم یا نه ؟؟؟....به خدا قسم نزدیک ۱۰ بار نوشتم باگ خورد😔
#ریندو_هایتانی #توکیو_ریونجرز #سناریو #فن_فیکشن #هایتان#عاشقانه_دارک#سناریو_توکیو_ریونجرز #داستان_انیمه #پسر_بد #عاشقانه_خطرناک #انیمه_فارسی #هایتانی_ریندو #فیکشن_نویس #سناریو_عاشقانه #توکیو_ریونجرز_سناریو
- ۴.۸k
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط