ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
ای پادشه خوبان، داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد، وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان ، شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را ، در وقت توانایی
ساقی؛ چمنِ گل را بی روی تو، رنگی نیست
شمشاد ، خرامان کن ، تا باغ بیارایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی ، حکم آنچه تو فرمایی
زین دایره مینا ، خونین جگرم، می ده
تا حل کنم این مشکل ، در ساغر مینایی
حافظ ، شب هجران شد، بوی خوش وصل آمد
شادیت، مبارک باد ، ای عاشق شیدایی
دل بی تو به جان آمد، وقت است که بازآیی
دایم گل این بستان ، شاداب نمی ماند
دریاب ضعیفان را ، در وقت توانایی
ساقی؛ چمنِ گل را بی روی تو، رنگی نیست
شمشاد ، خرامان کن ، تا باغ بیارایی
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی ، حکم آنچه تو فرمایی
زین دایره مینا ، خونین جگرم، می ده
تا حل کنم این مشکل ، در ساغر مینایی
حافظ ، شب هجران شد، بوی خوش وصل آمد
شادیت، مبارک باد ، ای عاشق شیدایی
- ۷.۵k
- ۱۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط