به پیچ و تابِ تنت می شود سفر نکنم

به پیچ و تابِ تنت می شود سفر نکنم
به آن برآمدگی ها نگاه اگر نکنم
همیشه پیرهنِ تنگ، وعده ی جنگ است
مگر به چنگ تو دیوانه ام خطر نکنم؟!
به بوسه ای عطشم را بکُش که می خواهم
مرا مجاب کنی لب به آب، تر نکنم
مرا بریز به پیمانه، عهد می بندم
که تا تمام، ننوشیده ای اثر نکنم
اگر نسیم شوم نرم نرم می آیم
چنان که پنجره و پرده را خبر نکنم
تو «شب به خیر» بگو و بخواب، می میرم
شبی کنار تو بیدار اگر سحر نکنم...




مهدی فرجی
دیدگاه ها (۵)

My professorChapter:2Part:118سئول | ساعت ۲۲:۳۷شب سردتر از هم...

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر ...

مدح قمر منیر بنی هاشم...جلوه کن در دلِ شب صورت مهتاب بکشخَم ...

بگذار در قشنگ ترین اشتباه من آتش بگیرد از تو دل سربراه من ...

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر هر دم، ک...

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر هر دم، ک...

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر ...

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر ...

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر ...

بخواب آرام ای عشقم ،که من بیدار بیدارم فراقت تا سحر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط