{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه داستان جالب

یه داستان جالب

یک شب یه مردی به زنش میگه:خانم من امشب هوس نون بربری کردم.زنش میگه: خوب برو بگیر من هم بخورم.

مرد میره نونوایی و میگه شاتر ۲ تا نون بربری بده.شاتر میگه چرا ۲ تا؟میگه آخه خانومم هم هوس نون بربری کرده.وقتی‌ برمیگرده خونه و نون رو میذاره تو سفره ...زنش میگه این نون رو از کجا خریدی؟اونم میگه از سر کوچه.زنش میگه خوب دستت درد نکنه... ولی‌ من نمیتونم یه نون کامل بخورم، چون تو رژیمم.

مرد میگه عیبی نداره هرچی‌ نخوردی من میخورم.خوردن که تموم شد رفتن بخوابن.هنوز سرشون به بالش نخورده بود که خوابشون برد...

الانم خوابیدن، بذار بیدار بشن ببینیم دیگه چیکار می‌کنن، حتما در جریان میذارمتون!

بنده هم نه عمه دارم، نه به روح معتقدم!!!!!
دیدگاه ها (۲۸)

بهله,"من کلا همه رو دوسدارم"..انقدر دختر خوبیم..^__^

چه خوشکله..

No music,No life

سلااام دوستای مهربونم,وااای من عاشق این گل هام,خییلی خوشرنگن...

یه شب حیف نون به زنش میگه خانم من امشب هوس نون بربری کردم ز...

یه شب یه اقاهه به زنش میگه خانم؟ من امشب هوس نون بربری کردم....

یه شب غضنفر به زنش ميگه خانم من امشب هوس نون بربري کردم. زنش...

یه شب حیف نون به زنش می گه خانم من امشب هوس نون بربری کردم.ز...

یه روز چینیه می ره بالای کوه میگه: هین تا ساو لاو تشین... ...

❤❤هر کی نلایکه مرد نیدوتا رفیق بودن یکی یزدی و یکی اصفهانییز...

❤❤هر کی نلایکه مرد نیدوتا رفیق بودن یکی یزدی و یکی اصفهانییز...

رمان اجرای عاشقانه-پارت ششممن-نــ..نه بابا تو لولو نیستی تـ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط