🌹برشی از کتاب

🌹برشی از کتاب

بعد از چهار سال هنوز بايد حواسم را جمع كنم. گاهى كه حواسم پرتِ سكوت خانه مى‌شود يا نگاهم به عكسى مى‌افتد و فكرم پى خاطره‌اى میرود، دست‌هايم به عادت بيست و چند ساله، دو فنجان قهوه درست می‌کنند.
خالی کردن فنجان دوم توی ظرفشویی عذاب است...


📕اثر: #یک_روز_مانده_به_عید_پاک
✍نویسنده: #زویا_پیرزاد



📕
دیدگاه ها (۰)

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

(آهنگ فراموش شده‌ی ما)پارت ۵**ویو آت**مرکز خرید مثل همیشه شل...

فیک

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

پارت ۶

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

# 🥀 ادامه: «سکوتِ دوباره، اما این‌بار امن»یک ماه از اون روز ...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

چند پارتی بازی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط