p1
بیو ا/ت :
امروز دومین روزیه که تو خونه زندانی شدم
«فلش بک به ۲ روز پیش»
امروز رفته بودم سر قرار از پیش تعیین شده با آقای مین
رفتم میکاپ کردم و با دعوا حاضر شدم که برم سر قرار بعد با راننده شخصی به کافه رفتم و وقتی رسیدم دیدم که آقای مین داره برام دست تکون میده یه کت شلوار شیک و گرون پوشیده بود که قیافش گند میزد به چیزای گرونش
مین: سلام لیدی
ا/ت: سلام(سرد)
گارسون: چه چیزی میل دارین؟
ا/ت: کارامل ماکیاتو
مین: شیک توت فرنگی
ذهن ا/ت: آخه مرد مگه شیک میخوره چندش
مین: خانوم ا/ت من از شما خیلی خوشم اومده و شما کاملا تایپ من هستین و من دوست دارم این رابطه رو جدی ترش کنیم
ا/ت: فک نکن منم از تو خوشم اومده فقط بخاطر بابام اومدم اینجا و تا نیم ساعت دیگه از پیشتون میرم
مین: اما شما زمانی عاشق من میشید که بچه ی سوم رو درست کردیم
ا/ت: تو همین خیال باش
مین: از خودت بگو
ا/ت: من یه آدم خرابم با هزار نفر خوابیدم و بچه دار نمیشم
مین: یعنی چی من برای شرکتم وارث میخوام
ا/ت: خب بهتره دنبال یکی دیگه باشین
مین: همینطوره بعد از خوردن نوشیدنی بریم
ا/ت: باشه ( موفق شددددددممم)
گارسون: بفرمایید اینم از نوشیدنی تون
مین سریع نوشیدنی رو خورد و از اونجا رفت و بعد سریع به میا زنگ زدم که اون بیاد پیشم بعد ۵ دقیقه اونم اومد
میا: سلاممممم
ا/ت: سلاممممم
میا: چشید باز چیکار کردی؟
ا/ت: موفق شدممممممم
میا: بابای تو هم دیونست میخواد بچه ی ۱۷ سالش که هنوز به سن قانونی نرسیده رو بده بره؟
ا/ت: 👍👍
میا: خب حالا امشب بریم خونه ی من
ا/ت: معلومه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب لایک نمی کنی؟ فالو؟ کامنت؟
˚ ೋ❀❀ೋ═══ 🎀 ═══ೋ❀❀ೋ
Ꮼׄㅤׅㅤׄ💐̨ᩙ❀ㅤׅ¡ *JUNGKOOK* and *TAE* ㅤׅㅤ🌸᷐ᩧ᭪ׄ
ㅤׂㅤ🪷⃝ໍㅤㅤׅ𑁯ᰍ `¡݊ꪀꫀׁׅܻ݊ᨰׁׅ !` ❦`ׁׁׅܻׅ᥎ׁׅꪱׁׁׁׅׅׅժׁׅ݊ꫀׁׅܻ݊ᨵׁׅׅ`
◍ 💗 𝗕-𝗧-𝗦 _*``*_
💗 💬 🔁 ✅
𝐿𝑖𝑘𝑒 𝐶𝑜𝑚𝑚𝑒𝑛𝑡 𝑆ℎ𝑎𝑟𝑒 𝐹𝑜𝑙𝑙𝑜𝑤
୨୧𝓓𝑎𝑦𝑎 .𝐴𝑥𝑑୨୧˚ ೋ❀❀ೋ═══ 🎀 ═══ೋ❀❀ೋ
Ꮼׄㅤׅㅤׄ💐̨ᩙ❀ㅤׅ¡ *JUNGKOOK* and *TAE* ㅤׅㅤ🌸᷐ᩧ᭪ׄ
ㅤׂㅤ🪷⃝ໍㅤㅤׅ𑁯ᰍ `¡݊ꪀꫀׁׅܻ݊ᨰׁׅ !` ❦`ׁׁׅܻׅ᥎ׁׅꪱׁׁׁׅׅׅժׁׅ݊ꫀׁׅܻ݊ᨵׁׅׅ`
◍ 💗 𝗕-𝗧-𝗦 _*``*_
💗 💬 🔁 ✅
𝐿𝑖𝑘𝑒 𝐶𝑜𝑚𝑚𝑒𝑛𝑡 𝑆ℎ𝑎𝑟𝑒 𝐹𝑜𝑙𝑙𝑜𝑤
୨୧𝓓𝑎𝑦𝑎 .𝐴𝑥𝑑୨୧˚ ೋ❀❀ೋ═══ 🎀 ═══ೋ❀❀ .𝐴𝑥𝑑୨୧
امروز دومین روزیه که تو خونه زندانی شدم
«فلش بک به ۲ روز پیش»
امروز رفته بودم سر قرار از پیش تعیین شده با آقای مین
رفتم میکاپ کردم و با دعوا حاضر شدم که برم سر قرار بعد با راننده شخصی به کافه رفتم و وقتی رسیدم دیدم که آقای مین داره برام دست تکون میده یه کت شلوار شیک و گرون پوشیده بود که قیافش گند میزد به چیزای گرونش
مین: سلام لیدی
ا/ت: سلام(سرد)
گارسون: چه چیزی میل دارین؟
ا/ت: کارامل ماکیاتو
مین: شیک توت فرنگی
ذهن ا/ت: آخه مرد مگه شیک میخوره چندش
مین: خانوم ا/ت من از شما خیلی خوشم اومده و شما کاملا تایپ من هستین و من دوست دارم این رابطه رو جدی ترش کنیم
ا/ت: فک نکن منم از تو خوشم اومده فقط بخاطر بابام اومدم اینجا و تا نیم ساعت دیگه از پیشتون میرم
مین: اما شما زمانی عاشق من میشید که بچه ی سوم رو درست کردیم
ا/ت: تو همین خیال باش
مین: از خودت بگو
ا/ت: من یه آدم خرابم با هزار نفر خوابیدم و بچه دار نمیشم
مین: یعنی چی من برای شرکتم وارث میخوام
ا/ت: خب بهتره دنبال یکی دیگه باشین
مین: همینطوره بعد از خوردن نوشیدنی بریم
ا/ت: باشه ( موفق شددددددممم)
گارسون: بفرمایید اینم از نوشیدنی تون
مین سریع نوشیدنی رو خورد و از اونجا رفت و بعد سریع به میا زنگ زدم که اون بیاد پیشم بعد ۵ دقیقه اونم اومد
میا: سلاممممم
ا/ت: سلاممممم
میا: چشید باز چیکار کردی؟
ا/ت: موفق شدممممممم
میا: بابای تو هم دیونست میخواد بچه ی ۱۷ سالش که هنوز به سن قانونی نرسیده رو بده بره؟
ا/ت: 👍👍
میا: خب حالا امشب بریم خونه ی من
ا/ت: معلومه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خب لایک نمی کنی؟ فالو؟ کامنت؟
˚ ೋ❀❀ೋ═══ 🎀 ═══ೋ❀❀ೋ
Ꮼׄㅤׅㅤׄ💐̨ᩙ❀ㅤׅ¡ *JUNGKOOK* and *TAE* ㅤׅㅤ🌸᷐ᩧ᭪ׄ
ㅤׂㅤ🪷⃝ໍㅤㅤׅ𑁯ᰍ `¡݊ꪀꫀׁׅܻ݊ᨰׁׅ !` ❦`ׁׁׅܻׅ᥎ׁׅꪱׁׁׁׅׅׅժׁׅ݊ꫀׁׅܻ݊ᨵׁׅׅ`
◍ 💗 𝗕-𝗧-𝗦 _*``*_
💗 💬 🔁 ✅
𝐿𝑖𝑘𝑒 𝐶𝑜𝑚𝑚𝑒𝑛𝑡 𝑆ℎ𝑎𝑟𝑒 𝐹𝑜𝑙𝑙𝑜𝑤
୨୧𝓓𝑎𝑦𝑎 .𝐴𝑥𝑑୨୧˚ ೋ❀❀ೋ═══ 🎀 ═══ೋ❀❀ೋ
Ꮼׄㅤׅㅤׄ💐̨ᩙ❀ㅤׅ¡ *JUNGKOOK* and *TAE* ㅤׅㅤ🌸᷐ᩧ᭪ׄ
ㅤׂㅤ🪷⃝ໍㅤㅤׅ𑁯ᰍ `¡݊ꪀꫀׁׅܻ݊ᨰׁׅ !` ❦`ׁׁׅܻׅ᥎ׁׅꪱׁׁׁׅׅׅժׁׅ݊ꫀׁׅܻ݊ᨵׁׅׅ`
◍ 💗 𝗕-𝗧-𝗦 _*``*_
💗 💬 🔁 ✅
𝐿𝑖𝑘𝑒 𝐶𝑜𝑚𝑚𝑒𝑛𝑡 𝑆ℎ𝑎𝑟𝑒 𝐹𝑜𝑙𝑙𝑜𝑤
୨୧𝓓𝑎𝑦𝑎 .𝐴𝑥𝑑୨୧˚ ೋ❀❀ೋ═══ 🎀 ═══ೋ❀❀ .𝐴𝑥𝑑୨୧
- ۵.۴k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط