تک درختی، تیره بختم
تک درختی، تیره بختم
که در سکوت صحرا
فریاد من
شکسته در گلویم
تک درختی، بی پناهم
که دشت آرزوها
گردید آخر
مزار آرزویم
خشک و بی بارم، پس ثمرم کو
آن شادابی، آن برگ و برم کو
دور از یاران، بی توشه و برگم
هم خانه محنت، همسایه مرگم
بر رخسارم، غبار غم نشسته
طوفان از من، چه شاخه ها شکسته
چو نهال زهر آلوده
همه کس از من بگریزد
نه کسی با من بنشیند
نه کسی با من آمیزد
که در سکوت صحرا
فریاد من
شکسته در گلویم
تک درختی، بی پناهم
که دشت آرزوها
گردید آخر
مزار آرزویم
خشک و بی بارم، پس ثمرم کو
آن شادابی، آن برگ و برم کو
دور از یاران، بی توشه و برگم
هم خانه محنت، همسایه مرگم
بر رخسارم، غبار غم نشسته
طوفان از من، چه شاخه ها شکسته
چو نهال زهر آلوده
همه کس از من بگریزد
نه کسی با من بنشیند
نه کسی با من آمیزد
- ۲.۷k
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط