تو که آرام آرام ، وارد زندگی من شده ای...
تو که آرام آرام ، وارد زندگی من شده ای...
با خبر باش که مهمان بیابان شده ای ...
چه سکوتی است میان تو و این حس دلم ...
من پر از حرفم و تو جذب خیابان شده ای ...
من که در عکس تو تکثیر شده اشعارم ...
تو همان شعر منی ، گل ب خرامان شده ای ...
آسمان بغض کند از خم ابروی کمانت ...
اسمان نیست به کارم ، که تو باران شده ای ...
غزلم پیش کش آن خم ابروی تو دوست ...
چو کمانی است ک در تارک اوهان شده ای ...
من مسمم شده ام عاشق عشقت باشم ...
غصه بست است چرا سر به گریبان شده ای ...
من و این دفتر شعرم ، قلمش عشق تو شد ...
تو ببین اخر هر بیت نمایان شده ای...
با خبر باش که مهمان بیابان شده ای ...
چه سکوتی است میان تو و این حس دلم ...
من پر از حرفم و تو جذب خیابان شده ای ...
من که در عکس تو تکثیر شده اشعارم ...
تو همان شعر منی ، گل ب خرامان شده ای ...
آسمان بغض کند از خم ابروی کمانت ...
اسمان نیست به کارم ، که تو باران شده ای ...
غزلم پیش کش آن خم ابروی تو دوست ...
چو کمانی است ک در تارک اوهان شده ای ...
من مسمم شده ام عاشق عشقت باشم ...
غصه بست است چرا سر به گریبان شده ای ...
من و این دفتر شعرم ، قلمش عشق تو شد ...
تو ببین اخر هر بیت نمایان شده ای...
- ۷۴۸
- ۲۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط