عشق یهویی p5
در واز کردم که یهو دیدم......
فلیکس مست بود
آت:عه فلیکس تویی بیا داخل
فیلیکس اومد داخل رو مبل نشست
آت که با یه چهره هات و جذاب اومد
اومد آب رو بده که فلیکس ازش ل*ب گرفت
بقلش کرد جوری که پاهای آت کمر فیلیکس رو گرفته بود
آت:چیکار میکنی؟(استرس)
فیلیکس:هیس همینجوری ادامه دادن که فلیکس آت رو پرت کرد رو ت*ختو شروع کردن عبادت.......
آت :فیلیکس چیکار میکنی ؟
فیلیکس :فعک کنم عقلمو از دست دادم
آت:(خوشش اومد) پس بزار منم عقلمو از دست بدم.
برا پارت بعدی لایک ۲۰ کامنت ۱۰
مجری :من گفتم دیوانه ام
فلیکس مست بود
آت:عه فلیکس تویی بیا داخل
فیلیکس اومد داخل رو مبل نشست
آت که با یه چهره هات و جذاب اومد
اومد آب رو بده که فلیکس ازش ل*ب گرفت
بقلش کرد جوری که پاهای آت کمر فیلیکس رو گرفته بود
آت:چیکار میکنی؟(استرس)
فیلیکس:هیس همینجوری ادامه دادن که فلیکس آت رو پرت کرد رو ت*ختو شروع کردن عبادت.......
آت :فیلیکس چیکار میکنی ؟
فیلیکس :فعک کنم عقلمو از دست دادم
آت:(خوشش اومد) پس بزار منم عقلمو از دست بدم.
برا پارت بعدی لایک ۲۰ کامنت ۱۰
مجری :من گفتم دیوانه ام
- ۸.۴k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط