{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔸 پلاسکوی کولبران

🔸 پلاسکوی کولبران
🔸 آنها موبالهایشان تلگرام نداشت تا تو کانالهاشون خرید و فروش ارز کنند یا اینکه چک کنن بازار پر رونقشون رو
آنها نان زندگیشون رو کولشون بود اما بهمن سنگین تر از آن بود که بتوانند تحملش کنند
آنها آتش نشان نبودند ، آنها کسانی بودند که برای روشن نگه داشتن زندگیشان زیر برف خاموش شدند
بار دیگر جان دادن برای نان جانهارا لرزاند
کول بری در کردستان انگار واقعا شغل محسوب میشود!!!
کدام یک از ماها حاضریم این کار را انجام دهیم؟
اگر بار گران زندگی بر دوش نباشد ، اگر بیکاری وفقیری نباشد آنها هم دوست داشتن که کنار بخاری همراه خانواده هایشان باشند و چای گرم بنوشن
آری ، زندگی در آرامش زیباست.

🔸 پلاسکو گفت: از بس کهنه بودم و کسی بهم توجه نکرد آوار شدم ، گوشهایم کر شده بود و چشمهایم کم سو ؛ صدای آتش نشانها رو نشنیدم !
🔸 بهمن هم گفت: بیکاری کمرشان را خم نکرده بود ؛ وقتی آنها را دیدم که درآن سرما دنبال لقمه ای نان هستن ؛ خواستم آنهارو در آغوش بگیرم که چنین شد!

🔸 تا کسی را از دست ندهیم قدرش را نمیدانیم
تا اتفاق تلخی رخ ندهد بیادشان نمی آوریم
تا تجربه اش نکنیم و ضربه اش را نخوریم بیدار نخواهیم شد
این است قصه ما!
امیدوارم چشمها بار دیگر نگاهشان همان نگاه نباشد.
دیدگاه ها (۱۲)

با «ماه» شروع می شود، اما چندان هم «ماه» نیست؛ یعنی اگر راست...

طبیعت

تو را نمی‌شوددر یک واژه خلاصه کرد؛تو شبیهِ آرامشی هستیکه نه ...

پاییز با عطرِ عشق🍂🍁#پاییز#عشق

طبیعت

عشقگُل می کندحتیدر مرداباز نیلوفر بپرس ...🌷(حجت اله حبیبی)#ک...

یک دریاچه🍁هزار رنگ🍁بی نهایت آرامش🍁#دریاچه_چورت#کلیپ #پاییز #...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط