در سال‌هایی که جوان‌تر و به ناچار آسیب‌پذیرتر بودم پدرم پ

در سال‌هایی که جوان‌تر و به ناچار آسیب‌پذیرتر بودم پدرم پندی به من داد که تا به امروز در سرم می‌چرخد و تکرار می‌شود.او گفت:«هر وقت دلت خواست کسی را نقد کنی، یادت باشد که در این دنیا، همه‎ مردم امکانات تو را نداشته‌اند.»
کاش هروقت که زبانمان خواست به تحقیر، انتقاد تند و زهردار، یا فخرفروشی از هرنوعش بچرخد،این جمله را به ذهنمان بیاوریم...🍃

#گتسبی_بزرگ
دیدگاه ها (۸)

نـفـرتــ#𝑯𝒂𝒕𝒆#𝑷𝒂𝒓𝒕: 𝟏𝟒 + خیلی‌ بدی جونگکوک‌ چرا هولم دادی!دو...

{محکوم به لمس } part ۱۱ 杂交种 ناخ‌ودآگاه بدن دختر لرزید از تم...

.در سال هایی که جوان تر و به ناچار آسیب پذیر تر بودم پدرم پن...

در سال هایی که جوان تر و به ناچار آسیب پذیر تر بودم پدرم پند...

در سال هایی که جوان تر و به ناچار آسیب پذیر تر بودم پدرم پند...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟮𝟮[ویو تهیونگ]پنج روز گذشته ...

۱۳ تغییر که باعث می شود جوان تر به نظر برسید!کام بدن تان را ...

بررسی شعر «فاصله چیه؟» از (نقش) بخش نخستــــــــــــــــــــ...

قلب سیاه پارت هفتم

🍒🍃پیچیده است خاطره ات در هوای من 🍒🍃#always

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط