{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسین پناهی:

حسین پناهی:
شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن کنم! ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم. از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه این که گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آن ها را درک نماییم! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین، دهانمان پر شده است از غلظت تلفظ حرف <ض> در کلمه "و لا الضالین" ولی غافل ازآن که خود عمریست در گمراهی به سر می بریم...
به راستی ما به کجا می رویم......................
دیدگاه ها (۵)

با تشکر از همه دوستان که بنده را به این چالش دعوت کردند .......

گلی دارم که بویش جاودان است. نگارین نقش رویش، نقش جان است.ب...

مجلس میهمانی بود......پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برو...

می نشینــد امشـــب ایـــن گــرد یتیمــی بـر رخـتتسلیـت مــول...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

حسین پناهی:شرم می‌کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

...................................حسین پناهی:شرم می کنم با ...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری ام را وزن ...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

حسین پناهی:شرم می کنم با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان، سیری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط