درد دلهام برای تو حسین بسیار است

درد دلهام برای تو حسین بسیار است
بسته ام بار سفر چشم به راهم یار است

خوشی عمر مرا بود به نه سال فقط
بعدِ زهرا علی از دست فلک بیزار است

ابن ملجم به خیالش که مرا کُشت ولی
قاتل اصلی من ضرب در و مسمار است

حسن از کوچه چه دیدست که لکنت دارد
که هنوزم که هنوز است دلش بیمار است

به ابالفضل سپردم که کنارت باشد
او گرفتار تو و در همه جا غمخوار است

بیشتر از همه دلواپس زینب هستم
که به هر شهر اسیرِ سرِ هر بازار است

زیور آلات به همراه مبر کرب و بلا
اُلفت مردم کوفه به طلا بسیار است

سعید خرازی

@hadis_bandgi
دیدگاه ها (۲)

درد دل‌هام برای تو حسین بسیار استبسته‌ام بار سفر چشم به راهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط