p2

احتمالا با داستان طولانی ام سرش را به درد آورده ام . جرعه ای از آب جو ام مینوشم . لذت مزه ی شیرین و تلخش که از گلویم پایین میرفت ، انکار ناپذیر بود . مرد کلاه به سر سرش را بالا می‌گیرد و به همین خاطر میتونم کمی از چهره اش را ببینم . چهره اش کاملا بی نقص بود ! او واقعا زیبا بود .
- چرا به حرف مادرت گوش نکردی ؟
لیوان را روی میز میگذارم و سرم را پایین می‌اندازم .
+ چون به حرف قلب و عشقم گوش کردم و این دو در تضادند . مادر تو را به زندگی می آورد و عشق زندگی را برایت می آورد .
کمی صدا دار از مایع طلایی رنگ درون لیوانش می‌نوشد .
- ۲۱ سال داشتم . پسری خودخواه و پولدار که به تازگی پدرش را از دست داده بود و در غم او غرق میشد . برای مدتی پیش عموم زندگی کردم و با دختر عموی ۱۲ ساله آم آشنا شدم . زیبا بود ، چهره اش بی نقص نبود اما بی نهایت زیبا بود ، زیبایی ای که فقط مجسمه سازان و نقاش ها به آن توجه میکردند . یک دختر عجیب و خیلی مستقل . حتی چتری هایش هم خودش کوتاه میکرد . زیاد نمیدیدمش اما همان چند باری که دیدنش باعث شد عاشق شوم اما عاشق یک بچه ؟ اره . عاشقش شدم و با فکر اینکه یک هوسه از آنجا رفتم . ولی من هنوز هم به او فکر میکنم و ...
میبوسمش و با این کار حرفش را قطع میکنم .
اگر این یک دروغ بود ، دوست داشتم تا آخر عمر به من دروغ های شیرین بگوید!

the end:)

خب نظرتون رو توی کامنت ها حتما بهم بگین ستاره های آسمونم ✨🤍
دیدگاه ها (۱۰)

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

عاشقانه های شبنم

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

تک پارتی ار تهیونگ روی پشت‌بامِ استودیو نشسته بودیم. بادِ خن...

رمان اسیر خان پارت بیست و دوم ۲۲

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁵جونگ‌کوک دوباره سر جاش نشسته بود.انگ...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

رمان تاجی از سوءتفاهم

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

پارت‍ــ.. ــ۳ــ:رقص سایه ها»کامیل به دست دراز شده‌ی دیگو نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط