فیک عشق قدیمی
فیک عشق قدیمی
پارت ⁶
چند ماه بعد، خونه ی ات و جورج:
سال ۲۰۰۴:
Rom:
ات: جورج تلویزیونو ببین این بچه ها چقد قشنگن
جورج: اوهوم، بچمون قراره مثله اینا خوشگل بشه "ذوق"
ات: به مامانش میره
جورج: نه به باباش میره
ات: عههه میگم به مامانش میره
جورج: "خنده"
ات: وایسا ببینم
ات افتاد دنبال جورج
جورج: نهههه اتتتتتت "دویدن"
ات: میگممممم وایسااااا "دویدن"
ویو ادمین
۷ ماه از رفتن ته میگذره و تو این ۷ ماه ات به اجبار پدرش با پسر شریک پدرش یعنی جورج ازدواج میکنه اولش ازش خوشش نمیومد ولی الان رابطشون بهتر شده، جورج ۲۱ سالشع، ته دیگه ازون به بعد به ات زنگ نزد ات هم هروقت بهش زنگ میزنه جواب نمیده، ات الان بارداره چون باید برای شرکت پدرش وارث میآورد
لایک و کامنت یادتون نره کیوتا
_________________________________
پارت ⁶
چند ماه بعد، خونه ی ات و جورج:
سال ۲۰۰۴:
Rom:
ات: جورج تلویزیونو ببین این بچه ها چقد قشنگن
جورج: اوهوم، بچمون قراره مثله اینا خوشگل بشه "ذوق"
ات: به مامانش میره
جورج: نه به باباش میره
ات: عههه میگم به مامانش میره
جورج: "خنده"
ات: وایسا ببینم
ات افتاد دنبال جورج
جورج: نهههه اتتتتتت "دویدن"
ات: میگممممم وایسااااا "دویدن"
ویو ادمین
۷ ماه از رفتن ته میگذره و تو این ۷ ماه ات به اجبار پدرش با پسر شریک پدرش یعنی جورج ازدواج میکنه اولش ازش خوشش نمیومد ولی الان رابطشون بهتر شده، جورج ۲۱ سالشع، ته دیگه ازون به بعد به ات زنگ نزد ات هم هروقت بهش زنگ میزنه جواب نمیده، ات الان بارداره چون باید برای شرکت پدرش وارث میآورد
لایک و کامنت یادتون نره کیوتا
_________________________________
۶.۰k
۲۴ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.